قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٦١ - آن سيال و نقطۀ منتقله
موجود ظاهر مىگردد بطور بىنهايت مىتوان آن را تقسيم نمود. در هر تقسيم از تقسيمهاى بىپايان، نقطهاى را مىتوان فرض كرد كه به هيچوجه در پيدايش خط مؤثر نمىباشد؛ بلكه فرض هر نقطه را مىتوان فرع وجود خط بهشمار آورد. به اين ترتيب است كه مىتوان گفت نقطۀ منتقله در ترسيم خط، همانند آن سيال در ترسيم زمان شناخته مىشود. خط ممتد روى سطح موجود را نيز مىتوان همانند زمان متصل بهشمار آورد و سرانجام نقطههاى مفروض در خط را مىتوان با آنات موهوم در زمان برابر نمود. پس از اينكه امور سهگانه در باب خط و زمان مورد بررسى قرار گرفت تفاوت بين حركت قطعيه و حركت توسطيه به روشنى معلوم مىگردد. معنى اكوان دفعيه را نيز در اين باب مىتوان توجيه نمود. در باب حركت آنچه با خط ممتد برابر است حركت قطعيه خوانده مىشود و آنچه با نقطۀ منتقله برابر است حركت توسطيه بهشمار مىآيد. اكوان دفعيه را نيز كه در باب حركت فرض كردهاند مى- توان با نقطههاى موهوم در خط برابر دانست.
اكنون بىمناسبت نيست عين عبارت يكى از پيروان صدر- المتألهين شيرازى را جهت مزيد توضيح در اينجا بياوريم. اين شخص ملا محسن فيض كاشانى است كه در يكى از آثار خود در اين باب مىگويد: «فى الحركة شىء كالخط المرسوم، و هو الحركة المتصلة القطعية و شىء كالنقطة الفاعلة للخط، و هو الحركة التوسطية، و اشياء كالنقط المفروضة فيه التى لم تفعله، بل تأخرت عنه، و هى الاكوان المفروضة حسب انفراض حدود المسافة.
«و قد ثبت ان الزمان مقدار الحركة، ففيه ايضا شىء كالراسم يقال له «الأن السيال» و شىء كالمرسوم، يقال له «الزمان المتصل» و اشياء كالحدود و النهايات، يقال لكل منها «الآن» بالمعنى- الأخر.» ٣همانگونه كه در اين عبارت مشاهده مىشود در باب حركت سه امر را مىتوان بطور معقول مورد بررسى قرار داد. امر اول عبارت است از نفس سيلان و تدريج كه آن را حركت قطعيه مىخوانند. امر دوم عبارت است از چيزى كه اين سيلان
٣ -فيض كاشانى. اصول المعارف (چاپ دانشگاه مشهد) . ص ٩٨.