قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٩٨ - يك اشكال و يك پاسخ
نتيجهاى كه از اين سخن بهدست مىآيد اين است كه گفته مىشود منشأ وحدت و يگانگى چيزى جز هستى نيست؛ منشأ كثرت و پراكندگى نيز چيزى جز مفاهيم و ماهيات نمىباشد. اگر در هستى، كثرت و پراكندگى مشاهده شود بايد منشأ آن را در مفاهيم و ماهيات جستجو كرد؛ و اگر در مفاهيم و ماهيات وحدت و يگانگى پيدا شود بايد مبدأ آن را در اصل هستى يافت. لازم به يادآورى است كه نوعى از كثرت وجود دارد كه آن را كثرت تشكيكى ناميدهاند. برخى از بزرگان اهل تحقيق اين نوع كثرت را خصلت وجود دانسته و منشأ ديگرى جز اصل هستى براى آن قائل نشدهاند. علت اين امر آن است كه كثرت تشكيكى، كه آن را كثرت طولى يا نورانى نيز مىگويند، چيزى جز تأكيد در وحدت نيست؛ زيرا اين كثرت از حاق وحدت و متن يگانگى پيدا شده و به كنه وحدت نيز بازمىگردد. معنى اين سخن آن است كه هر اندازه اين كثرت بيشتر باشد حقيقت وحدت را بهتر جلوهگر مىسازد؛ چون در آنجا، ما به الاشتراك چيزى جدا از ما به الاختلاف نمىباشد. آنچه موجب يگانگى است، همان چيز موجب پراكندگى است. شاعر روشنضمير نيكو سروده آنجا كه گفته است.
زلف آشفتۀ او موجب جمعيت ماست
چون چنين است پس آشفتهترش بايد كرد
اكنون بىمناسبت نيست عين عبارت يكى از حكماى اسلامى كه پيرو صدر المتألهين است جهت مزيد توضيح در اينجا ذكر گردد. عين آن عبارت به اين ترتيب است: «اصل: الجنس فى المركبات الخارجية مأخوذة من المادة، و الفصل من الصورة؛ و كما ان المادة بما هى مادة امر مبهم غير متحصل الا باعتبار كونه قوة شىء ما و استعداده و انما توجد و تتحصل و تصير شيئا بالفعل بالصورة، فهى مستهلكة فيها اذ نسبتها اليها نسبة النقص الى التمام، و الضعف الى القوة. . . فكذلك الجنس بما هو جنس بالنسبة الى الفصل، من غير فرق. فالأجناس فى المركبات بمنزلة الشروط و المعدات باعتبار؛ و هى الالات و الفروع لذات واحدة باعتبار آخر؛