قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٩٦ - آيا فلسفه بىطرف است؟
تجربه نشده است. بهعلاوه اگر همهچيز فقط از طريق تجربه معتبر است بلا فاصله اين پرسش پيش مىآيد كه آيا خود تجربه نيز از طريق تجربه معتبر است يا نه؟ اگر تجربه به وسيلۀ تجربه اعتبار يابد مستلزم تسلسل است و اگر تجربه به وسيلۀ غير تجربه اعتبار يابد خلاف مقصود اصحاب تجربه است.
نظير همين اشتباه اصحاب تجربه را دكارت، فيلسوف معروف فرانسوى، مرتكب شد و در نتيجه با مشكلات بسيارى روبرو گرديد. دكارت مىخواست به همهچيز اعتبار و قطعيت رياضى بخشد ولى از اين نكته غافل بود كه اگرچه رياضيات در جهان بطور قطع و يقين معتبرند اما اعتبار همهچيز در جهان به رياضيات نيست كه اگر چنين بود جهان جز اين بود كه اكنون هست. بنابراين بايد گفت اگرچه هم تجربه معتبر است و هم رياضيات، ولى اعتبار همهچيز در جهان به تجربه يا رياضيات نيست. به اين ترتيب چه خوب است انسان سر از لاك خود بهدر آورد و بداند كه غير از راهى كه او مىرود طرق ديگرى هم هست كه اگر به هموارى راه وى نباشد ناهموارتر از طريق وى نيز نخواهد بود، و در اينجا به معنى اين جمله در اين بيت خواهد رسيد كه:
آنچه پيش تو غير آن ره نيست غايت فكر تست اللّه نيست
آيا فلسفه بىطرف است؟
طرفداران اصالت تحصل منطقى بسيارى از قضايا را بىمعنى و يا اساسا غيرمرتبط به جهان واقعى دانستهاند. آنچه از نظر اين گروه معتبر شناخته شده و به جهان واقعى مربوط مىگردد قضايائى هستند كه ارتباط خصوصيات يك شىء را با خود آن شىء نشان مىدهند؛ مانند اينكه گفته مىشود «اين ميز قهوهاى است» ، «هوا در تابستان گرم است» ، «فلان گياه داراى فلان خاصيت طبى يا غيرطبى است» و. . . آنچه مسلم است اين است كه اينگونه قضايا معتبر هستند و معرفتى كه از آنها حاصل مىشود از انواع معرفت بشرى است؛ ولى مسئلۀ ديگرى كه آن نيز مسلم