قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢١٩ - الحد لا يكتسب من الاستقراء
١١٢
الحد لا يكتسب من الاستقراء
حد يك شىء، كه نشاندهندۀ ذات و حقيقت آن باشد، هرگز از طريق استقراء جزئيات بهدست نمىآيد. پيش از آنكه اين قاعده مورد بررسى واقع شود، اين مسئله بايد معلوم باشد كه معرف يك شىء اگر حد تام باشد پيوسته از جنس قريب و فصل قريب تشكيل مىگردد. منشأ انتزاع جنس و فصل قريب در خارج از ذهن انسان چيزى جز ماده و صورت خارجى نمىباشد؛ معنى اين سخن آن است كه مادۀ شىء همواره منشأ انتزاع جنس آن، و صورت شىء منشأ انتزاع فصل آن بهشمار مىآيد. به اين ترتيب مىتوان گفت ذات يا حقيقت يك شىء عبارت است از جنس و فصل قريب كه در مورد آن بكار مىروند و قابل شناخت مىباشند تفاوت جنس و فصل، كه از معقولات ثانيه بهشمار مىآيند؛ با ماده و صورت كه از اعيان خارجى مىباشند فقط در اعتبار لا بشرط و بشرط لا بودن است؛ يعنى اگر اين دو عنصر كه ذات يك شىء را تشكيل مىدهند نسبت به حمل بر يكديگر آزاد و لا بشرط اعتبار شوند آنها را جنس و فصل مىخوانند ولى اگر بشرط لا اعتبار شوند و حمل آنها بر يكديگر ممتنع باشد ماده و صورت خواهند بود.
اكنون كه اين مسئله بطور اجمال معلوم شد اين قاعده نيز معلوم مىشود كه حد يك شىء هرگز از طريق استقراء جزئيات آن