شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٦ - اثبات هيولى بر اساس برهان وصل و فصل
و به ديگر سخن، هر گاه اتصال پديد آيد انفصالات پيشين از بين مى روند، همچنين اتصالهاى خاص جزئى هم از بين مى روند و به جاى آنها يك اتصال بزرگترى به وجود مى آيد.
به هر حال، وقتى اين اتصال كه معناى فصلى است و محلّ بحث است[١]حاصل شود چه فصل كمّيت باشد و چه فصل جوهر، هر يك از ابعاد پيشين با ويژگى خاص خود از بين مى روند. چنانكه در مورد دو خط نيم مترى وقتى آنها را به هم مى چسبانيم و يك خط يك مترى به وجود مى آيد ديگر اثر و خبرى از آن دو خط نيم مترى بالفعل باقى نمى ماند. گرچه در خط يك مترى دو پاره خط هم وجود دارد امّا نه با ويژگى دو پاره خط بالفعل.
بنابراين، وقتى مى گوييم اجسام با يكديگر اتصال پيدا كردهاند ـ چه ذات آنها و چه ابعاد آنها با يكديگر بپيوندند ـ يا از يكديگر جدا شدهاند؛ بايد چيزى را لحاظ كنيم كه خود عين اتصال يا متصل بالذات نباشد تا بتوانيم اتصال را به آن نسبت دهيم. آن شىء هم معروض اتصال جوهرى و صورت جسميه قرار مى گيرد و هم معروض ابعاد و مقاديرى كه از قبيل كمّيات هستند واقع مى شود. آن شىء همان هيولى است. اين حاصل برهان وصل و فصل است كه براى اثبات هيولى اقامه مى شود.
اثبات هيولى بر اساس برهان وصل و فصل
تاكنون بحث درباره حقيقت جسم بود كه در ضمن آن، دو نوع ديگر از جوهر كه يكى هيولى و ديگرى صورت جسمانى است به اثبات رسيد. يعنى با اثبات اينكه جسمْ مركب از دو جوهر است و با بيان ويژگيهاى آن دو جوهر، در واقع سه نوع
[١] اگر اتصال را به معناى چيزى بگيريم كه ملازم با بُعد است محلّ بحث قرار مى گيرد. چه فصل كمّيت باشد چه فصل جوهر، چنانكه اگر آن را به عنوان صورت جسميه لحاظ كنيم فصل براى جوهر مى شود و اگر آن را به عنوان نوعى از كميّت در نظر بگيريم در مقابل عدد قرار مى گيرد و فصل براى كمّيت مى شود. به هر حال در مقابل آن اتصالى خواهد بود كه به معناى اتصال شىء به شىء است و يك مفهوم اضافى است. مصنف اين اتصال شىء به شىء را عَرَض مى خواند، و عَرضى بودن آن را به معناى اضافى بودن آن مى داند. چه اينكه اضافه در نظر وى از اعراض محسوب مى شود.