شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦ - محورهاى اصلى بحث
درباره جوهر اشاره شده؛ چنانكه در آغاز، ماهيت را به دو قسم جوهرى و عرضى تقسيم كردهاند آنگاه به اين نكته پرداختهاند كه وجود عرضى به ناچار منتهى به وجود جوهرى مى شود. هرچند ممكن است عرض، قائم به عرض ديگرى باشد و صفت براى عرض ديگرى به شمار آيد.
سپس، در اين باره كه يك شىء نمى تواند هم جوهر باشد و هم عرض، مطالبى را بيان كردهاند: شىء جوهرى، همواره جوهر است و نمى تواند به يك اعتبار جوهر باشد و به اعتبار ديگر عرض، يا در يك مورد جوهر باشد و در مورد ديگر عرض. و چيزى كه عرض است هميشه و در همه جا عَرَض است.
و در پايان به بيان اقسام اوّليه جوهر پرداختهاند.
جايگاه بحث از جواهر و اعراض
اساساً بحث از جواهر و اعراض در گذشته در منطق مطرح مى شده است[١]. در شفاء هم در كتاب منطق، اولين كتاب، پس از «ايساغوجى» كه مطالبى را درباره كليّات بيان مى دارد، كتاب «قاطيغورياس» يا كتاب مقولات است كه درباره جواهر و اعراض بحث مى كند[٢]. طبق نظر معروف، نخستين كتابى كه از ارسطو مأثور است و آن را در منطق نگاشته همين كتاب «قاطيغورياس» است.[٣]
متأخرين در اين باره تشكيك كردهاند كه آيا اساساً بحث درباره جواهر و اعراض، يك بحث منطقى است يا يك بحث فلسفى؟
بر اساس همين تشكيك، فيلسوفان متأخر، ترجيح دادهاند كه اين بحث را در فلسفه مطرح كنند. و برخى نيز آن را هر دو جا آوردهاند. و چنين گفتهاند كه: اگر ما
[١] ر.ك: منطق ارسطو: جزء اوّل، كتاب «قاطيغورياس» (مقولات)، ص ٣٥. و منطق ارسطو، جزء دوّم كتاب «طوبيقا» (جدل)، ص ٥٠٢. [٢] ر.ك: منطق شفاء، مقاله اولى از فنّ دوّم، فصل چهارم ص ٢٨ به بعد و مقاله سوّم فصل اوّل ص ٩١ به بعد. [٣] البته، معلوم نيست كه ارسطو، اين كتاب را به عنوان منطق نوشته باشد، زيرا، كتابهايى كه ايشان در اين زمينه نوشته، به طور جداگانه بوده است، و پس از او آنها را به صورت يك مجموعه درآوردهاند. و چنانكه مى دانيم همين كتاب «ايساغوجى» را شاگردان مكتب ارسطو پس از وى آن را نوشته و ضميمه كردهاند و به عنوان نخستين كتاب منطق، عرضه داشتهاند.