شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٩ - اثبات عرضيّت كمّ و پاسخ به شبهات
فَيَجِبُ عَلَيْنا اَوَّلاً أنْ نُبَيِّنَ: أَنَّ الْمَقاديرَ وَ الأَْعْدادَ اَعْراضٌ، ثُمَّ نَشْتَغِلَ بَعْدَ ذلِكَ بِحَلِّ الشُّكُوْكِ الَّتى لِهؤلاءِ. وَ قَبْلَ ذلِكَ يَجِبُ اَنْ نَعْرِفَ حَقيقَةَ اَنْواعِ الْكَمِيَّةِ، وَ الأَْوْلى بِنا اَنْ نَعْرِفَ طَبيعَةَ الْوَحْدَةِ، فَاِنَّهُ يَحِقُّ عَلَيْنا اَنْ نَعْرِفَ طَبيعَةَ الْواحِدِ في هذِهِ الْمَواضِعِ بِشَيْئَيْنِ: اَحَدُهُما أَنَّ الْواحِدَ شَديدُ الْمُناسَبَةِ لِلْمَوجُودِ الَّذِى هُوَ مَوْضُوعُ هذا الْعِلْمِ؛ وَالثّاني أَنَّ الْواحِدَ مَبْدَأٌ مّا بِوَجْه ما للْكَميَّةِ.
اَمَّا كَوْنُهُ مَبْدَءاً لِلْعَدَدِ، فَأَمْرٌ قَريبٌ مِنَ الْمُتَأَمِّلِ. وَ اَمّا لِلْمُتَّصِلِ فَلاَِنَّ الإِْتِّصالَ وَحْدَةٌ مّا، وَ كَأنَّهُ عِلَّةٌ صُوْرِيَّةٌ لِلْمُتَّصِلِ، وَ لأَِنَّ الْمِقدارَ كَوْنُهُ مِقْداراً هُوَ أنَّهُ بِحَيْثُ يُقَدَّرُ، وَ كَوْنُهُ بِحَيْثُ يُقَدَّرُ هُوَ كَوْنُهُ بِحَيثُ يُعَدُّ، وَ كَوْنُهُ بِحَيْثُ يُعَدُّ كَوْنُهُ بِحَيْثُ إنَّ لَهُ واحِداً.
اثبات عرضيّت كمّ و پاسخ به شبهات
اكنون كه دانستيم در باره كميّت، ديدگاهى مبنى بر جوهريّت آن مطرح است؛ و برخى چنين پنداشتهاند كه عدد نه تنها جوهر است بلكه مبدء پيدايش جواهر است؛ و نيز كم متّصل را جوهر انگاشتهاند و آن را مبدء پيدايش جواهر دانستهاند، اينك نبايد از كنار چنين نظريه اى به آسانى گذشت و تنها به اين اكتفا كرد كه عرض بودن عدد، روشن است. همچنين عرض بودن كميّت متصل هم روشن است. آرى، درباره مقولات نسبى مى توان گفت كه عرض بودن آنها واضح است و نيازى به بحث ندارد. چنانكه درباره كيفيّت نيز مى توان چنين گفت: زيرا، كيفيت را در طبيعت داريم. امّا، درباره كميّت نمى توان به راحتى عبور كرد.
بنابراين، بايسته است كه عرض بودن «مقدار» (كم متصل) و «عدد» (كم منفصل) را به خوبى تبيين كنيم. آنگاه به حل شبهات آنان كه قائل به جوهريت آن مى باشند بپردازيم. لكن، پيش از آنكه به اينگونه بحثها بپردازيم، بايسته است كه حقيقت انواع كمّ را بشناسيم و سزاوارتر آن است كه از طبيعت وحدت شروع كنيم. بى ترديد لازم است كه شناخت طبيعت «واحد» را در اينجا مقدَّم بداريم. و اين تقديم به دو دليل است: