شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥٨ - بررسى جايگاه " مساوى" در تقابل ميان اكبر و اصغر
نتيجه: پس از بيان امور مربوط به مكيل و مكيال؛ دانستيم كه رابطه ميان وحدت و كثرت، رابطه مكيل و مكيال است. از اين رو، مى توانيم وحدت خاصّى را با كثرت معيّنى بسنجيم و بگوييم اين "وحدت"، چند يكِ اين "كثرت" است.
چنانكه مى توانيم كثرت را با وحدت بسنجيم و بگوييم اين "كثرت" چند برابر اين "وحدت" است.
وَ قَدْ يُشْكَلُ مِنْ حالِ الاَْعْظَمِ وَ الاَْصْغَرِ اَنَّهُما كَيْفَ يَتَقابَلانِ وَ كَيْفَ يُقابِلانِ الْمُساواةَ، فَاِنَّ الْمُساويَ يُقابِلُ كُلَّ واحِد مِنْهُما، فَاِنَّهُ لا يَجُوزُ اَنْ يَكُونَ الْمُساوي وَ الاَْعْظَمُ اِلاّ مُتَخالِفَيْنِ، وَ كَذلِكَ الْمُساوي وَ الاَْصْغَرُ. اَمّا الاَْعْظَمُ وَ الاَْصْغَرُ فَاِنَّهُما اِنْ تَقابَلا فَمِنَ الْمُضافِ، فَكانَ هذا اَعْظَمَ بِالْقِياسِ اِلى ما هُوَ اَصْغَرُ، فَلَيْسَ الْمُساوي مُضايِفاً لاَِحَدِهِما، بَلْ لِما هُوَ مَساو لَهُ. وَ يُظَنُّ اَنَّهُ لَيْسَ يَجِبُ حَيْثُ كانَ اَعْظَمُ وَ اَصْغَرُ اَنْ يَكُونَ بَيْنَهُما مُساو مَوْجُودٌ. فَاِنَّ هذا قَدْ عَلِمْتَهُ في مَوْضِع آخَرَ.
بررسى جايگاه "مساوى" در تقابل ميان اكبر و اصغر
بحث درباره تقابل ميان وحدت و كثرت بود. مصنف، به مناسبتى در پايان اين فصل، سخن را متوجه تقابلى مى كند كه ميان بزرگتر و كوچكتر است. و چنين نتيجه مى گيرد كه تقابل ميان آن دو، تضايف است. لكن، براى برخى اين اشكال پيش آمده كه اگر اعظم و اصغر با هم تضايف دارند؛ پس با مساوى چه نسبتى خواهند داشت؟!
يعنى هنگامى كه رابطه دو چيز را در نظر مى گيريم مى گوييم يكى بزرگتر از ديگرى است و آن ديگرى كوچكتر از اين يكى است. امّا، مى توان سه چيز را در نظر گرفت و گفت يكى بزرگتر است و ديگرى كوچكتر، و چيزى هم حدّ وسط بين بزرگتر و كوچكتر است كه آن را «مساوى» مى گويند.
بنابراين، شىء بزرگتر همانگونه كه كوچكتر نيست مساوى هم نيست. پس، اكبر داراى دو طرف است: يك طرف آن كوچكتر؛ و طرف ديگر آن مساوى است. در نتيجه، قضيه داراى سه طرف مى شود: بزرگتر، كوچكتر و مساوى.