شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٠ - تبيين فلسفى تخلخل و تكاثف در اجسام
را تفصيلا اثبات نمايد. چنانچه اين مطلب در فلسفه و در الهيات به اثبات رسد، در علم طبيعى به عنوان يكى از مبادى مورد استفاده قرار مى گيرد.
آن مطلب، اين است: گفتيم جسم، ذاتاً مقدار خاصى را اقتضا نمى كند. نه هيولاىِ آن و نه صورت آن، و نه مجموع آن دو، مقدار خاصّى را اقتضا نمى كنند. حال، اگر مقدار خاصى در اين جسم يافت شود؛ از دو حال بيرون نيست:
الف ـ يا اين است كه علّتى در خود جسم پديد مى آيد كه مقدار خاصّى را ايجاب مى كند.
مثلا چيزى در آن حلول مى كند و ايجاب مى كند كه جسم داراى مقدار معيّنى باشد. در اين صورت، ممكن است آنچه در جسم حلول مى كند صورتى از صور جسمانى يا طبيعى باشد. فرض كنيد صورت فلكى در يك هيولاىِ خاصّ وارد شود و اقتضاى مقدار خاصّى را داشته باشد، يعنى هرگز غير از آن مقدار خاصّ را نمى پذيرد.
يا فرض كنيد عرضى در جسم حلول مى كند كه كميت خاصى را اقتضا مى كند. به هر حال، يك عامل در خودِ جسم پديد مى آيد و مقدار خاصّى را اقتضا مى كند.
ب ـ مثال ديگر اين است كه عامل خارجى دخالت كند خواه به طور مستقيم دخالت كند و مقدار خاصّى را به جسم بدهد، و يا اينكه عامل مذكور، باعث شود كه چيزى در داخل جسم پديد آيد و با وساطت آن امر داخلى، جسم مقدار معينى را بپذيرد.
اگر گفتيم كه در خودِ جسم چيزى به وجود مى آيد و اقتضاى مقدار معيّنى مى كند، پس معلوم مى شود كه در اينجا صورت جسميه و هيولا، اقتضاى مقدارى را نداشتهاند. مقدار خاص در اثر چيز ديگرى پديد آمده است. هرچند آن شىء داخل در جسم مى شود و وجوداً با آن اتحاد پيدا مى كند ولى جزء ماهيّت آن نيست. مثل صورتى كه در مادّه منطبع مى شود. فرض كنيد صورت فلكى يا عرضى، عارض جسم شود و جسم در اثر آنْ استعدادى پيدا كند كه حجم بيشترى را بيابد و فضاى بيشترى را اشغال نمايد. به طور مثال وقتى در آب، حرارتى ايجاد شود حجم آن افزايش مى يابد و چنانچه در شيشه باشد، شيشه را مى شكند. اين