شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٩ - در مورد حقيقت واحد و كثير و اثبات عرض بودن عدد
حال، اگر اسم زاويه را بر معناى نخست، اطلاق كنيم، لازمه اش آن است كه چون از قبيل مقدار است، متصف به تساوى و زياده و نقصان مى گردد. يعنى مى توان گفت اين زاويه با زاويه ديگر مساوى است. از ويژگيهاى مقدار، تساوى و تفاوت است. اگر زاويه را به معناى مقدار و به معناى خود سطح و حجم گرفتيم، قابليّت آن خواهد داشت كه ذاتاً متّصف به تساوى و تفاوت بشود. تساوى و تفاوت، صفت ذاتىِ زاويه خواهد بود. امّا، اگر زاويه را به معناى دوّم، يعنى كيفيّت بگيريم؛ در اين صورت، نسبت دادن صفت مساوات و غير آن، به زاويه، وصف به حال متعلّق خواهد بود. يعنى كيفيّتى است كه كميّتِ آن، تساوى دارد. كيفيّتى است عارض بر كميّت؛ كه معروضِ آن، پذيرنده مساوات است؛ نه خود كيفيت! كيفيّت، شدّت و ضعف مى يابد؛ امّا، زياده و نقصان نمى پذيرد.
در نتيجه، اگر اسم زاويه را بر معناى نخست اطلاق كرديم كه همان سطح و حجم از يك جهت خاص است، مى توانيم براى زاويه صفت تساوى و... بياوريم. مثلا بگوييم اين زاويه نسبت به آن زاويه ناقص است يا نسبت به زاويه ديگر زائد است. يعنى اين صفات و ويژگيها كه مختصّ به كميّات است، بدون واسطه به خود زاويه نسبت دهيم. زيرا، طبق اين معنا، حقيقت زاويه، مقدار است. ماهيتش همان سطح و حجم است. و چون چنين است، پذيراى مساوات، زياده و نقصان مى شود.
امّا، اگر اسم زاويه را بر معناى دوّم اطلاق كنيم كه همان حالت و يا كيفيت است؛ در اين صورت، باز هم مى توان مساوات و نقيصه و زياده را به زاويه نسبت داد. امّا نه به خود آن، بلكه با واسطه و بوسيله مقدار، چنين ويژگيهايى به زاويه نسبت داده مى شود. كه در اين صورت، وصف به حال متعلّق خواهد بود. يعنى كيفيّت، متصف به مساوات مى گردد؛ امّا، به لحاظ كميّتى كه معروضِ آن است. همانگونه كه در مورد تربيع، مطلب از اين قرار است. در مورد تربيع، اگر بگوييد تربيعِ اين سطح، با تربيع سطحِ ديگر، مساوى است. مساوات را در ظاهر به تربيع نسبت داده ايد. در حالى كه تربيع يك كيفيت است. و كيفيّت ذاتاً متصف به مساوات نمى شود. پس، اين نسبت به لحاظ معروضِ آن است. يعنى به لحاظ مربّعى است كه كيفيّت تربيع را دارد.