شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٨ - سرّ انفكاك پذيرى يا انفكاك ناپذيرى اجزاء
إِنّما يَسْتَحيلُ ذلكَ عَلَيها مِنْ حَيثُ صورة تُنَوِّعُها، وَ نَحنُ لا نمنع ذلك، و يجوز اَنْ يُقارِنَ الْجِسْميَّةَ شىءٌ يَجْعَلُ ذلكِ الْجِسمَ قائماً نوعاً لا يَقْبَلُ الْقِسمَةَ وَلا الاتِّصالَ بِغَيْرِه؛ وَهذا قَوْلُنا فى الفَلكِ. وَالَّذي يُحتاجُ اِلَيه ههُنا هُو اَنْ تكونَ طبيعةُ الْجِسميةِ لاتمنَعُ ذلك بما هِىَ طبيعةُ الْجسميةِ.
سرّ انفكاكپذيرى يا انفكاكناپذيرى اجزاء
منشأ اختلاف در دو قسمى كه از هم انفكاك نمى پذيرند با آن دو جزئى كه از هم انفكاك مى پذيرند چيست؟
منشأ اختلاف از دو حال بيرون نيست:
١ـ يا امرى است كه به ذات جسميت و طبيعت و جوهر جسم مربوط است. اين فرض با توجه به وحدت طبيعت جسميّه، قابل قبول نيست.
٢ـ يا امرى است بيرون از طبيعت جسميه كه اين هم دو قسم دارد:
١/٢ـ چيزى است كه از طبيعت جسميه بيرون است، امّا وقتى به طبيعت جسميه اضافه مى شود طبيعت نوعيه جديدى به وجود مى آيد و مقوم ماهيّت آن به شمار مى رود، يا اينكه طبيعت جديدى به وجود نمى آيد و تنها مقوّم وجود آن است همچون محلّ براى عرض. هر كدام از اين دو باشد: چه مقوم ماهيّت آن باشد و چه مقوّم وجودش؛ دو اشكال بر آن وارد مى شود:
الف ـ اشكال اوّل كه بر آن وارد مى شود اشكال جدلى است و آن اين كه: لازمه اين سخن، آن است كه اجسام صغير و كبير با هم اختلاف نوعى داشته باشند. زيرا در يكى، صورتى پديد مى آيد و منشأ نوعيّت خاصى مى گردد و در ديگرى صورتى پديد مى آيد و منشأ نوعيّت ديگرى مى شود. و اين چيزى است كه قائلين به جزء لايتجزى، آن را نمى پذيرند زيرا آنها مى گويند اجسام صغير و كبير داراى ماهيت واحد و منشأ كلّ هستند.
ب ـ اشكال دوّم، اشكال اصلى است: و آن اينكه: بنا بر اين فرض، انقسام بر خودِ طبيعت جسميه محال نيست بلكه محال بودن انقسام بر اين طبيعت از جهت صورتى است كه منشأ نوعيت جديد براى آن گرديده است. و ما اين را نفى