شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٥ - طبيعت فلكى عامل ثبات اَعراض در جسم فلك
آرى، همه اين ويژگيها: بزرگتر بودن، كوچكتر بودن، مساوات، عادّ و معدود بودن، مشاركت و مباينت، كه براى جسم برشمرديم حقيقتاً از آنِ عوارض، مقادير و كمّيات هستند. اين امور از آن جهت براى جسم ثابت مى شود كه جسم داراى مقدار است. و نيز از آن جهت براى جسم ثابت مى شود كه جزئى از آن، عادّ بقيّه قرار مى گيرد. به هر حال، مقدار داشتن، عادّ داشتن، مشاركت و مباينت، غير از حقيقت جسميت هستند. اين امور را در جاى خودش با تفصيل بيشترى بيان داشته ايم كه رجوع به آن و كمك گرفتن از آن خالى از فايده نيست.[١]
رابطه تخلخل و تكاثفِ جسم با اصل جسميّت
در طبيعيات بحثى در اين باره وجود دارد كه آيا جسم قابل تخلخل (انبساط) و تكاثف (انقباض) هست يا نه؟ بعد از آنكه دانستيم مقدار داشتنْ نقشى در تقوّم جسميّت ندارد اكنون مى توانيم بگوييم جسم، تخلخل (انبساط) و تكاثف (انقباض) پيدا مى كند در حالى كه تغييرى در جسميّت آن پديد نمى آيد. در فيزيك جديد چنين آوردهاند كه حجم آب در اثر حرارت، افزايش مى يابد. در حالى كه آب همان آب است. امّا وقتى درجه حرارت آب زياد مى شود حجمش زياد مى شود. وحدت شخصى آب محفوظ است. زيرا، آب همان آب است. نه چيزى بر آن افزوده شده و نه چيزى از آن كاسته شده است. به خاطر حرارت حجمش زياد گشته؛ امّا، با سرد شدن حجمش رفته رفته كم مى شود. البته، در صورتى كه آب، يخ بزند حجمش زياد مى شود و اين قانون، تنها در آبْ جارى است. امّا، ساير اجسام در حال حرارت حجمشان افزايش مى يابد و با سرد شدن، حجمشان كم مى شود. بنابراين، حجم و مقدار در اثر حرارت و برودت، كم و زياد مى شود، بدون آنكه در اصل جسميّتْ تغييرى پديد آيد. از اين رو، ويژگى هاى ياد شده، بيرون از ماهيّت جسم هستند و قوام جسميّت به آنها نيست. زيرا، اصل جسميّت همچنان بدون اختلاف و بدون تغييرْ باقى مى ماند. در حالى كه مقدار جسميّت با حرارت و برودت تفاوت مى يابد. بنابراين، جسم طبيعى جوهرى است با اين ويژگى.
[١] ر.ك: شفاء، طبيعيات، مقاله سوّم از فنّ اوّل.