شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٤ - حقيقت عينى هر يك از مراتب عدد
صفر، بعد از آن يك باشد و همينطور سه صفر بعدش يك، يا همه آنها ١،٢،٣ باشد؛ يا همه آنها (٣) باشد. مثلا آنجا كه يك (١) تقسيم بر سه (٣) مى شود (٣١)، پشت مميّز تا آخر همه اعداد سه (٣) باشند؛ در اين صورت عدد «گويا» خواهد بود. در غير اين صورت «اصم» خواهد بود.
فَاِذَنْ لِكُلِّ واحِد مِنَ الاَعْدادِ حَقيقَةٌ تَخُصُّهُ وَ صُوْرَةٌ يُتَصَوَّرُ مِنْها فِى النَّفْسِ، وَ تِلْكَ الْحقيقَةُ وَحْدَتُهُ الَّتى بِها هُوَ ما هُوَ. وَ لَيْسَ الْعَدَدُ كَثْرةً لا تَجْتَمِعُ فى وَحْدَة حَتّى يُقالَ: اِنَّهُ مَجْمُوْعُ آحاد. فَاِنَّهُ مِنْ حَيْثُ هُوَ مَجْمُوْعٌ هُوَ واحِدٌ يَحْتَمِلُ خَواصَّ لَيْسَتْ لِغَيْرِهِ. وَ لَيْسَ بِعَجيب اَنْ يَكُوْنَ الْشىءُ واحِداً مِنْ حَيْثُ لَهُ صُوْرَةٌ مّا كَالْعَشَريَّةِ مَثَلا اَوْ الثَّلاثِيَّةِ وَ لَهُ كَثْرَةٌ، فَمِنْ حَيْثُ الْعَشْرِيَّةِ ما هُوَ بِالخَواصِّ الَّتى لِلْعَشْرَةِ، وَ اَمّا لِكَثْرَتِهِ فَلَيْسَ لَهُ فيها اِلاّ الْخَواصُّ الَّتى لِلْكَثْرَةِ الْمُقابِلَةِ لِلْوَحْدَةِ، وَ لِذلِكِ فَاِنَّ الْعَشَرَةَ لاتَنْقَسِمُ فِى الْعَشَرِيَّةِ اِلى عَشَرَتَيْنِ لِكُلِّ واحِدَة مِنْهُما خَواصُّ الْعَشَرِيَّةِ.
حقيقت عينى هر يك از مراتب عدد
شيخ مى افزايد: ويژگى هايى كه براى مراتب عدد برشمرديم و ويژگى هاى ديگرى كه براى آن اثبات مى شود، بيانگر آن است كه عدد، حقيقتى دارد و هريك از مراتب آن داراى چنين ويژگى هايى مى باشد.
بنابراين، غير از صورتى كه از عدد در نفس، انعكاس مى يابد؛ عدد از يك واقعيّت عينى نيز برخوردار است. آن حقيقت، همان وحدتِ عدد است كه عدد خاص بودنِ هر عددى، با آن تحقق مى يابد. از اينرو، هر مجموعه اى را به صورت واحد در نظر مى گيريم؛ به طور مثال مى گوييم يك سه تائى و يك چهارتائى. و همين كه سه (٣) و چهار (٤) را به صورت يك «واحد» در نظر مى گيريم، ماهيّت عدد شكل مى گيرد. بنابراين، عدد، مجموعه وحداتِ از هم پراكنده نيست؛ و بدون اينكه آنها را يك «واحد» بينگاريم، مرتبه اى خاص از عدد، پديد نمى آيد.
قوامِ هر مرتبه اى از عدد كه نوعِ معيّنى را تشكيل مى دهد و خواصّى بر آن مترتب مى گردد به همان وحدتش مى باشد. به واسطه اين وحدت، آن عدد، عددِ