شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٢ - نظرات گوناگون درباره زاويه
تشكيل مى دهد. اين زاويه، در مخروط، حادّه است و در استوانه، قائمه است. بنابراين، زاويه، چيزى است كه از محلّ تلاقى دو خط يا از محلّ تلاقى دو سطح پديد مى آيد. زاويه اى كه از تلاقى دو خطّ، پديد مى آيد، «مسطّحه» است. ا مّا، زاويه اى كه از محلّ تلاقى دو سطح پديد مى آيد، «مجسّمه» است. و چون برخى، اين دو زاويه را دو نوعِ مستقل برشمردهاند مجموع اقسامِ مقدار را به پنج قسم افزايش دادهاند. امّا، اگر آن دو را يك قسم به شمار آوريم چنانكه مصنف نيز چنين انگاشته است؛ اقسام مقدار، چهار قسم مى گردد.
برخى ديگر گفتهاند: اساساً زاويه از قبيل مقدار نيست بلكه كيفيّت بوده و از مقوله ديگرى است. از مقوله كمّ نيست.
چنانكه ملاحظه مى شود نظرهاى گوناگون و بحثهاى مفصلى در اين زمينه، ميان مهندسين مطرح شده است كه حقيقتِ زاويه چيست؟
ديدگاه مصنف درباره حقيقت زاويه
مصنف، بر اين باور است كه زاويه، چيزى غير از سطح و حجم نيست. به نظر ايشان، مى توان زاويه را به عنوان كيفيتى براى سطح يا براى حجم در نظر گرفت؛ تا از كيفيّات مخصوص به كمّيات تلقّى شود. يعنى مى توان زاويه را به دو صورت معنا كرد يا دو مفهوم براى آن تصوّر نمود: الف ـ طبق يك مفهوم، همان سطح و حجم است، چيز ديگرى نيست. ب ـ طبق مفهوم ديگر، كيفيّتى است كه عارض كميّت، يعنى عارض سطح جسم مى گردد. بنابراين، نوع چهارم يا نوع پنجمى از مقدار نخواهد بود. مقادير، همان سه قسم هستند: حجم و سطح و خط! و قسم ديگرى را نمى توان براى مقادير در نظر گرفت.
وَالَّذى[١] يَظُنُّهُ مَنْ يَقُوْلُ: اِنَّهُ اِنَّما يَكُوْنُ سَطْحاً اِذا تَحَرَّكَ الْخَطُّ الْفاعِلُ اِيّاهُ فِى
[١] برخى گفتهاند: «الّذى» مبتدا است و «انّه» خبر آن است. لكن، ظاهراً چنين تركيبى صحيح نيست. بلكه بايد مفعول «يقولُ» را محذوف فرض كنيم. كه طبق آن معنا چنين مى شود: كسى كه قائل است به آن قولى كه اشاره كرديم او چنين مى گويد...! احتمال ديگر هم اين است كه «الّذى يظنّه» مبتداء باشد، خبرش چند سطر بعد بيايد: «فاِذْ قد عرفت ذلك عرفت...» به هر حال اصلِ عبارت خيلى روشن نيست. گرچه معنا در اينجا واضح است.