شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٠ - اقسام واحد
بنا بر اين تعريف، واحدْ چيزى است كه از آن جهت كه واحد است هيچگونه انقسامى ندارد. يعنى اگر در موجودى هيچ جهت انقسامى نيافتيم مى توانيم آن را واحد بدانيم.
همچنين اگر در موجودى جهاتى يافتيم كه بعضى از آنها قابل انقسام و بعضى ديگر غير قابل انقسام بود؛ چنانچه حيثيّت عدم انقسام را در آن لحاظ كنيم، آن موجود از آن رو كه حيثيّت عدم انقسام دارد واحد خواهد بود.
صدق تشكيكى مفهوم وحدت
مصنف در آغاز فصل، نكته اى را به طور اجمال ذكر كرده است و آن اينكه: مفهوم وحدت به صورت تشكيكى بر موارد خاص صدق مى كند. چنانكه مفهوم وحدت هم بر واحدى صدق مى كند كه به هيچ وجه (نه بالقوّه و نه بالفعل) قابل تكثر نيست، و هم بر واحدى صدق مى كند كه حقيقتاً كثير بوده، وحدتش بسيار سست است. اختلاف بين اين دو مورد، آنسان است كه وقتى در برابر هم نهاده مى شوند، گويى فاصله بين دو قطب را دارند.
بنا بر اين، صدق مفهوم وحدت بر مواردش، صدق تشكيكى است. نظير مفهوم وجود كه بر موارد خودش به صورت تشكيكى صدق مى كند. همچنانكه مفهوم وجود از يك طرف، بر مرتبه واجب تبارك و تعالى صدق مى كند؛ واز سوى ديگر بر مراتب بسيار ضعيف همچون مادّه، صدق مى كند، مفهوم واحد نيز هم بر مرتبه بالاى وحدت و هم بر مرتبه نازله وحدت صدق مى كند. از اين رو، مفهوم واحد هم يك مفهوم تشكيكى است.[١]
اقسام واحد
مصنف ابتداء براى واحد دو قسم را ذكر مى كند:
الف ـ واحد بالذّات؛ ب ـ واحد بالعرض.
[١] در اواخر همين فصل توضيح بيشترى درباره اينكه كدام يك از موارد اولى به وحدت هستند، خواهد آمد.