شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٧ - بازگشت به اصل مطلب
امّا، برخى اجسام به آسانى تغيير شكل نمى دهند. مثلا سنگ به آسانى تغيير شكل نمى دهد. منشأ اين اختلاف، جسمانيّت جسم نيست. وگرنه همه اجسام بايد داراى يك ويژگى باشند. منشأ اين اختلاف، آن است كه اجسام داراى صور نوعيه مختلفى مى باشند.
بدينسان، جسم از دو حال خارج نيست:
الف ـ يا اين است كه اَشكال گوناگون و اجزاء بالفعل را نمى پذيرد. و اين عدم پذيرش به دليل آن است كه داراى صورت خاصّى است كه آن صورت، اقتضاى عدم پذيرش شكل و جزء را دارد. زيرا، جسميّتش تنها اقتضاى قبول را داشت و نه اقتضاى تعيّن خاصّى را. همه چيز را مى پذيرفت نه آنكه تعيّن خاصّى را بپذيرد. از اين رو، بايد چيزى غير از خود جسمانيّت آن باشد تا تنها صورت و تعيّن خاصّى را بپذيرد.
ب ـ يا به گونه اى است كه تشكيلات و تفصيلات گوناگون را مى پذيرد. اين دسته از اجسام، خود، بر دو قسم اند: يا تشكيلات و تفصيلات را به سهولت مى پذيرند مانند آب؛ و يا به سختى مى پذيرند مثل صورت ارضى.
به هر حال، چه جسم، تشكيلات مختلف را بپذيرد و چه نپذيرد؛ چه با عسر و چه با يُسر، صورتى غير از صورت جسمانى خواهد داشت. چنانكه در طبيعيات[١]اين اقسام به طور مفصّل بيان شده است.
بازگشت به اصل مطلب
حاصل فصل پس از كرّ و فرّهاى فراوان و انتقال به مسائل فرعى كه به اصل مطلبْ ارتباط روشنى نداشت، اين است كه هيولاى جسمانى هرگز بدون صورت جسمانى به وجود نمى آيد. مادّه وقتى تقوّم فعلى مى يابد كه صورت بدان افزوده شود و در آن حلول كند. بدينسان، اگر در قوّه واهمه، مادّه از صورت جدا شود؛ تحقق چنين جدايى در خارج، ميسر نيست و تنها در عالَم توهّم چنين چيزى ممكن است.
بنابراين، تفكيك ماده از صورت در خارج به هيچ وجهى ممكن نيست و اين تفكيك فقط در ذهن ميسّر است.
[١] ر.ك: طبيعيات شفاء، مقاله اولى از فنّ چهارم.