شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٨ - بداهت مفهوم وحدت و كثرت و فرق ميان آن دو
مِنْ اَوائِلِ التَّصَوُّرِ، وَ يَكُونُ تَعْريفُنا الْوَحْدَةَ بِالْكَثْرَةِ تَنْبيهاً يُسْتَعْمَلُ فيهِ الْمَذْهَبُ الْخِيالِىُّ لِنُومِئَ اِلى مَعْقُول عِنْدَنا لا نَتَصَوَّرُهُ حاضِراً فىِ الذِّهْنِ.
فَاِذا قالُوا: اِنَّ الْوَحْدَةَ هِىَ الشّيءُ الَّذي لَيْسَ فيهِ كَثْرَةٌ دَلُّوا عَلى اَنَّ الْمُرادَ بِهذِهِ اللَّفْظَةِ اَلشَّىْءُ الْمَعْقُولُ عِنْدَنا بَديّاً الَّذي يُقابِلُ هذا الاْخَرَ اَوْ لَيْسَ هُوَ فَيُنَبَّهُ عَلَيْهِ بِسَلْبِ هذا عَنْهُ.
بداهت مفهوم وحدت و كثرت و فرق ميان آن دو
وه! چه دشوار است كه ما بخواهيم سخن قابل اعتنايى را به عنوان يك «تعريف» براى واحد بر زبان آوريم گويى اين كار شدنى نيست.
آرى، گرچه هم مفهوم وحدت و هم مفهوم كثرت نيازى به تعريف ندارند و بيّن هستند، ولى فرقى هرچند اندك بين آن دو وجود دارد. و آن فرق اين است كه كثرت، در نزد تخيّل ما اعرف است. و وحدت در نزد عقول ما اعرف است.
همچنين، علاوه بر اينكه آن دو، هر دو به طور ابتدايى تصوّر مى شوند ـ يعنى تصوّرشان اولى و ضرورى است ـ ولى ما نخستْ كثرت را تخيّل مى كنيم، و به دنبال آن، عقل ما وحدت را درك مى كند. بنابراين، قوّه خيال ما كثرت را قبل از وحدت تخيّل مى كند. امّا، قوّه عاقله ما وحدت را قبل از كثرتْ تعقُّل مى كند.
نكته: نكته شايان ذكر در اينجا آن است كه براى تخيّل كثرت، مبدئى در خيال وجود ندارد. همچنين براى تعقّل وحدت، مبدئى در عقل وجود ندارد. بدينسان، اگر مبدئى براى شناخت وحدت وجود داشته باشد آن مبدء يك مبدء خيالى است. يعنى به همان اندازه اى است كه عقل از خيال استفاده مى كند. نه اينكه در خود عقل، اكتسابى از يك تصوّر عقلى ديگر پديد آمده باشد. چون عقل، فقط يك كمكى از قوّه خيال مى گيرد. از اين رو، مى گوييم: امرِ خيالى يك نحو مبدئيّتى براى مفهوم عقلى دارد. و اين بدان معنا نيست كه مفهوم عقلى را از بديهى بودن خارج كند.
يك مفهوم، وقتى اكتسابى به شمار مى آيد كه از يك مفهوم ديگر از سنخ خودش ـ اگر عقلى است از يك مفهوم عقلى ديگر، و اگر خيالى است از يك