شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٠ - يكى از دلايل عرض بودن سطح
وَ وَصَلَ بَعْضُها بِبَعْض تَأْليفاً يُبْطِلُ الْحُدودَ الْمُشْتَرَكَةَ كانَ الْكائِنُ سَطْحاً آخَرَ بِالْعَدَدِ، لَوْ أُعيدَ اِلى تَأْليفِهِ الاَْوَّلِ لَمْ يَكُنْ ذلِكَ السَّطْحَ الاَْوَّلَ بِالْعَدَدِ بَلْ آخَرَ مِثْلَهُ بِالْعَدَدِ، وَ ذلِكَ لاَِنَّ الْمَعْدُومَ لايُعادُ.
يكى از دلايل عرض بودن سطح
يكى از دلايل عرض بودن سطح آن است كه با اتصال دو شىء، يك سطح پديد مى آيد. به طور مثال اگر دو استكان آب را در يك ليوان بريزيم، يك سطح در بخش فوقانى ليوان يا سطحهاى جانبى داخل ليوان پديد مى آيد. اين سطح، با اتصال دو آب و با اتصال سطح هاى مختلف پديد مى آيد. همچنين اگر آب قدحى را در چند ظرف كوچك بريزيم؛ آن سطح واحدى كه داشت از بين مى رود و چند سطح ديگر بوجود مى آيد؛ يعنى آن سطح واحد، با انفصال، باطل مى گردد. و همين دليلِ بر عرضيّتِ سطح است. زيرا، عرضيّتِ آن سبب مى شود كه با اتصال پديد آيد، و با انفصالْ از بين برود.
بنابراين، هرگاه دو چيز با هم متّصل شوند، سطح واحدى را پديد مى آورند. پديد آمدن اين سطح، به واسطه اتصال است. امّا، اگر يك شىء را تقطيع كنيم، چنانكه سطح واحدى همچون كاغذ را ببريم، سطح واحدِ آن، به واسطه انفصالى كه در جسم رخ مى دهد باطل مى گردد. (يبطل بالانفصال). البته، ممكن است از بين رفتن سطح با تغيير شكل انجام شود، لازم نيست هميشه با انفصال، صورت پذيرد. چنانكه يك قطعه موم را كه به شكل كره است مى توانيم به شكل مكعّب درآوريم. در اين صورت، سطح واحد آن مومى كه به شكل كره و مستدير بود، از بين مى رود و بجاى آن شش سطح ديگر، آنهم به شكل مستوى، در جسم پديد مى آيد.
در مباحث گذشته نيز خاطرنشان ساختيم كه هيچگاه، سطحى به سطح ديگر تبديل نمى شود. زيرا، ميان سطوحْ اختلاف نوعى وجود دارد. به طور مثال نمى توان سطح مستوى را به سطح منحنى يا مستدير تبديل نمود، به گونه اى كه خود سطح باقى بماند. اگر شيئى داراى سطح مستوى بود يعنى سطحش انحنا