شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠٧ - توضيحى درباره حقيقتِ اثنينيّت
پس، سخن دسته اوّل، با بيان فوق، مردود مى باشد.
امّا، سخن دسته دوّم كه گفتهاند: «عدد آن است كه مركّب از آحاد باشد، و سه تا بودنِ اقلّ جمع در ادبيات ربطى به مباحث فلسفى ندارد
آحاد جمع است؛ و اقلّ جمع سه (٣) است». اين سخن نيز نادرست است، زيرا سه ٣ بودن اقلّ جمعْ مطلبى است كه در نحو معتبر دانستهاند. هر چند در نحو نيز اين اختلاف وجود دارد كه آيا اقلّ جمع سه (٣) تا است يا دو تا است؟! به فرض اينكه ثابت شود كه اقل جمع در علم نحو سه (٣) تا است، و مقتضاى ادبيات همين است؛ اين سخن، ربطى به مباحث فلسفى ندارد. مباحث فلسفى را نمى توان با قواعد نحوى بررسى نمود. بنابراين، منظور فلاسفه از اينكه مى گويند: عدد، مركّب از وَحَدات است، آن است كه بيشتر از «واحد» باشد. خواه دو تا باشد يا بيشتر باشد. عادت فلاسفه بر اين جارى است كه بيش از «يك» را جمع مى شمارند. و در اين معنا، اساساً هيچگونه توجّهى به اين مطلب ندارند كه واحد، مبدءِ فردها است ؛ و عدد نمى باشد. پس مبدء زوجها هم نبايد عدد باشد!
توضيحى درباره حقيقتِ اثنينيّت
دنباله مباحث گذشته، مصنف مطلبى را درباره اينكه «حقيقت عددِ اثنين چيست؟» بيان مى كند. و درباره عدد بودن يا نبودنِ «اثنين» كه يك امر اختلافى است به بحث مى پردازد.
اساساً نظر فلاسفه كه مصنف بارها بدان اشاره كرده، آن است كه عدد، از «دو» آغاز مى شود. فلاسفه، «يك» را جزء عدد نمى شمارند و نخستين عدد را «دو» مى دانند. برخلاف آنچه در رياضى مرسوم است كه معانى و اقسام متعدّدى را براى عدد قائل اند، و حتى «صفر» را هم به يك معنا عدد مى نامند. تا آن جا كه كسرهاى متعارف و اعشارى هم به يك معنا، عدد بشمار مى آيد. افزون بر اين، رياضى دانها به نوعى عدد به نام «عدد موهوم» قائل هستند.
مانند جذرهاى زوج از اعداد منفى: راديكال منفى يك (١ -√)، راديكال منفى دو (٢ -√)، راديكال منفى سه (٣ -√)، نيز ريشه چهارم و ششم و هشتم از اعداد منفى، همه جزء اعداد موهوم هستند كه از ديدگاه رياضى عدد محسوب