شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤١ - ديدگاه مشائيان درباره زمان و جدايى ناپذيرى آن از مسافت
ذهن هم اگر بخواهيم مقدار را تصوّر كنيم بايد يك امر متصل را تصوّر كنيم تا بگوييم اين مقدارِ آن است. امّا صورت جسميه چنين نيست. مى توان بدون در نظر آوردن مادّه (= هيولى و قوّه محض) تنها صورت جسميه و مقدار آن را تصوّر كرد.
ديدگاه مشائيان درباره زمان و جدايىناپذيرى آن از مسافت
«زمان» در نگاه مصنف و مشائيان از قبيل مقدار و كميّت، ديده مى شود. زمان، در اين نگاه، يك حيثيّت اندازه گيرى است. امّا، امتدادى كه با زمان اندازه گيرى مى شود و اندازه اى خاصّ را بدان نسبت مى دهند، «مسافت» ناميده مى شود. البته، منظور از مسافت در اينجا مسافت مكانى نيست. لذا، زمان را تعريف مى كنند به «مقدار الحركة». مقدار، حيثيّتِ تقدير و اندازه گيرى شىء است. «كون الشىء بحيث يقدَّر و يعد» لذا، براى مصداقِ زمان، شبانه روز و ماه و سال را مثال مى آورند. و حال آنكه اينها امور معينى هستند كه قابل اندازه گيرى و قابل تكرار مى باشند. امّا، آن مقدار و امتدادى كه با اين واحدها اندازه گيرى مى شود مسافت، نام دارد.
مصنف، در اينجا «زمان» را به عنوان مثال مى آورد. و مى گويد: زمان كه مقدار حركت است، بدون مسافت قابل تحقق نيست، بايد مسافتى باشد تا بگوييم چند روز است يا چند ماه و چند سال است. پس، حيثيّت مقداريت يك حيثيّتِ خاصى است. يعنى همان حيثيّتى كه مورد اندازه گيرى قرار مى گيرد.
بنابراين، وقتى گفته مى شود جسم طبيعى «ثِخَنى» است كه مقدار بر مى دارد، مفهومش آن است كه حيثيّت مقدار پذيرى آن، غير از خود جسم است. حيثيّتِ مقدار داشتن آن، يك عَرَض است كه عارض «ثِخَن جوهرى» كه همان اتصال جوهرى است، مى شود.
چنانكه پيداست، مصنف اصرار دارد بين اين حيثيّت ها تفكيك كند. اتصال جوهرى يك حقيقت است و «كونه بحيث يقدَّر» حقيقتِ ديگر است.
شيخ اضافه مى كند كه حتى اگر يك مساحت و بعد نامتناهى را فرض كنيم باز