شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥١ - تعريف جسم
تقسيم گرديد. تفصيل سه قسم آن را در اينجا بيان مى كنند. و دو قسم ديگر را در الهيات بالمعنى الأخصّ بيان خواهند نمود. سه قسمى كه در اينجا درباره آن بحث مى شود، جسم و اجزاء تشكيل دهنده آن يعنى ماده و صورت مى باشد.
از ديرباز اين بحث در ميان فيلسوفان مطرح بوده كه آيا جسمْ يك واحد يكپارچه است كه هر چند آن را تقسيم كنند باز همچنان قابل قسمت باشد؟ يا اينكه جسم از اجزائى تركيب مى يابد كه آنها هرگز قابل تقسيم نيستند؟[١]
اين، همان بحث معروف درباره «جزء لايتجزّى» است كه برخى از فيلسوفان وجود آن را محال مى دانند. و برخى ديگر قائل به امكان آن هستند. مصنف، اين مسئله را كه اختلاف اساسى درباره جسم است در «طبيعيات»[٢] مطرح كرده، و در آنجا با اقامه چند برهان، وجود «جزء لايتجزّى» را ابطال مى كند.
امّا، درباره اينكه حقيقت جسم چيست؟ و چگونه مى توان آن را تعريف نمود؟ در ميان فلاسفه اختلاف نظر وجود دارد. نيز درباره اينكه آيا حقيقت جسم يك امر بسيط يا مركّب از هيولى و صورت است، بين فلاسفه اختلاف وجود دارد.
مصنف، ابتدا تعريف مشّائين را كه كمابيش از سوى ديگر فلاسفه پذيرفته شده بيان مى كند و آن را محور بحث و گفتگو قرار مى دهد. آنگاه به بحث درباره تركيب جسم از هيولى و صورت مى پردازد.
تعريف جسم
درباره تعريف جسم چنين گفتهاند: جسم عبارت است از جوهرى كه داراى طول و عرض و عمق باشد.
اما، اين تعريف از جهاتى ابهام آميز است: ١ـ ابهام در مفهوم واژه ها و مفردات
[١] البته، در اينكه اجزائى وجود داشته باشد كه در خارج قابل تقسيم نباشند و يا اينكه ما قدرت بر تجزيه آنها را نداشته باشيم؛ چندان جاى بحث ندارد. عمده بحث در اين است كه آيا جسم از اجزائى تركيب مى يابد كه از نظر عقلى قابل تجزيه نباشند؟ به عبارت ديگر، آيا اگر جسم تجزيه شود و به اجزاء كوچكى تقسيم گردد به جايى مى رسد كه ديگر عقل نتواند آن را تجزيه و تقسيم كند؟ [٢] ر.ك: طبيعيات شفاء، مقاله سوّم از فنّ اوّل.