شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٧ - چكيده بحث
چكيده بحث
حاصل بحث اين شد كه مادّه و صورت با يكديگر تلازم دارند، و اين تلازم، برخاسته از يك نوع رابطه عليّت بين آنها است. علاوه بر اينكه آن دو، معلول يك علّت مفارقى هستند، بين خود آنها نيز يك نوع عليّت، وجود دارد، و اين عليّت از طرف صورت نسبت به مادّه است. و از همين رو است كه مى گوييم صورتْ تقدم رتبى بر مادّه دارد.
حاصل نظر مصنف در مباحث پيشين اين شد كه صورت، شريكة العله براى وجود مادّه است يعنى علّت مفارق به همراهى صورت، مادّه را ايجاد مى كند و بدان تحصّل مى بخشد. بر اين بيان اشكالى وارد مى شود كه ايشان خود، آن را بيان مى كند و در مقام پاسخ بر مى آيد:
طبق بيان فوق، وجود مادّه معلول علّت مركبى است؛ و آن علّت مركب عبارت است از:
الف ـ وجود مفارق كه علّت بعيده است.
ب ـ صورت كه علّت قريبه و واسطه براى حصول مادّه مى باشد.
مجموع اين دو، علّت تامّه براى تحقق مادّه هستند.
با توجّه به مركّب بودن علّت، هر گاه يكى از اجزاء آن از بين برود ـ مثلاً صورت از بين برود ـ مركب از آن جهت كه امر مركّبى است، از بين مى رود و نابود مى گردد. و هر گاه علّت نابود شود بايد معلول آن نيز نابود گردد. پس، با رفتن صورت كه يكى از اجزاء علّت است بايد مادّه هم از بين برود و نابود گردد. اين در حالى است كه مدعاى مصنف آن است كه هيولى معدوم نمى شود. علّت مفارق آن را ايجاد مى كندو صورتها مُتعاقباً و متناوباً در آن به وجود مى آيند و آن را قوام مى بخشند، و بدينسان، مادّه هيچ گاه نابود نمى شود.
پاسخ: پاسخى كه مصنف از اين اشكال مى دهد آن است كه گرچه ما گفته ايم بايد در كنار عامل مفارق، چيز ديگرى هم باشد تا مادّه با آن تقوّم و تحصّل پيدا كند ولى ما نگفته ايم كه بايد آن چيز يك شىء معيّنى باشد. بلكه «صورةٌ ما» براى قوام بخشيدن به مادّه كافى است.