شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٤ - اشكال اختصاصى به فرض ياد شده
اگر اختصاص به يك جهت خاصّ و حيّز خاصّ دارد، اين اختصاص از كجا پيدا شده است؟ هيولاى بر جاى مانده بعد از تجريد از صورت پيشين و تن آرايى مجدد به پوشش صورتِ پسينْ اختصاص به يك جهت خاصّى نخواهد داشت، مگر آنكه با آن جهت، مناسبتى داشته باشد. مثلا بايد يك مناسبتى با طرف راست يا طرف چپ داشته باشد تا وقتى صورت كلوخى دوباره روى آن قرار مى گيرد در آن جهت واقع شود و به خاطر اين مناسبت است كه به يك جهت خاصّ، اختصاص مى يابد. نه به خاطر اينكه هيولى بوده و صورت جديدى بر تن كرده است!
تا اينجا فرض، آن بود كه صورت و مقدار به طور دفعى روى هيولى قرار گيرد. امّا، فرض ديگرى كه اينك به بررسى آن مى پردازيم، اين است كه هيولى كمال و صورت جديد را به صورت تدريجى بپذيرد. (على انبساط تدريجاً) يعنى به طور تدريجى گسترش پيدا كند: اوّل مقدار كمى از آن را بيابد، سپس به تدريج گسترش پيدا كند و مقدار بيشتر را دارا گردد.
در اين فرض نيز، همان اشكال پيشين كه بر فرض دفعى بودن صورت وارد مى شد، وارد مى گردد. زيرا، وقتى اين صورت به كمال خودش مى رسد همانند آن فرض مى شود كه به طور دفعى حاصل مى شد. همان اشكالى كه در آنجا وارد مى شد، در اينجا هم وارد مى شود.
اشكال اختصاصى به فرض ياد شده
علاوه بر آن اشكالِ مشترك، اشكال ديگرى هم وجود دارد كه اين اشكال، اختصاص به اين فرض دارد. و آن اشكال، اين است كه: اگر چيزى بخواهد انبساط پيدا كند بايد داراى جهاتى باشد. يعنى بايد مشخص شود كه از كدامين سوى انبساط و گسترش مى يابد: از طرف راست يا از طرف چپ؟ از بالا يا از پايين؟
بنابراين، بايد جهاتى را در همان آغاز رشد و كمال يابى، داشته باشد. در حالى كه اگر رشد و كمال آن به طور دفعى انجام مى شد ديگر اين اشكال مطرح نمى شد.