شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٦ - درآمدى بر برهان وصل و فصل
لايتجزّى را نفى كرده است كه با بحثهاى طبيعى متناسب است. زيرا، از مقدّماتى استفاده كرده كه جنبه طبيعى دارد. همچون حركت، تخلّل و تكاثف، خلأ و نفى خلأ. البته، بيشترين اعتماد شيخ در اين مباحث بر روى خلأ است. زيرا، وى بر اين باور است كه وقتى اجسام مختلف را مخصوصاً اگر كروى باشند كنار هم قرار دهيم. مثلا اگر چند ظرف كروى را در كنار هم بچينيم حتماً بين آنها بايد خلأى اشاره به بطلان خلاء در فلسفه
فرض كنيم. چون دو كره تنها در يك نقطه با هم تلاقى مى كنند و محال است كه دو كره در بيش از يك نقطه با هم تلاقى كنند. و از طرفى، در فلسفه ثابت شده است كه خلأ محال است. بنابراين، عقيده به جزء لايتجزّى كه نه تجزيه خارجى و نه تجزيه عقلى بپذيرد باطل است.
به هر حال، اين بحثها در آنجا با سبك مباحث طبيعى گذشت. امّا، مصنف در اينجا در صدد است متناسب با سبك مباحث فلسفه اُولى و متافيزيك، بيانى براى ابطال قول به جزء لايتجزّى مطرح كند كه هم محكمتر باشد و هم نيازمند مقدمات طبيعى نباشد. از اين رو، مى فرمايد: اجزاء ريزى كه براى اجسام فرض مى شود از دو حال خارج نيستند: يا حجم و امتداد و بعد دارند يا حجم و امتداد و بُعد ندارند:
الف ـ اگر گفته شود كه آنها داراى امتداد و بُعد و حجم نيستند در اين صورت همانند نقطه خواهند بود. زيرا، ويژگى نقطه، آن است كه امتداد ندارد بنابراين، هيچ گاه از اجتماع آن ذرّات، جسمى پديد نخواهد آمد، همانگونه كه از اجتماع نقطه ها هيچ گاه خطّى يا سطحى به وجود نمى آيد. بدين وسيله اين سخن به راحتى ابطال مى شود.
ب ـ امّا اگر گفته شود كه آنها داراى امتداد و بُعد و حجم هستند چنانكه امثال ذيمقراطيس و ديگران قائل هستند؛ در اين صورت، اگر داراى اشكال مختلف باشند، نفى و ابطال آن آسانتر است. زيرا، لازمه اش اين است كه اشكال مختلف كه در كنار هم قرار مى گيرند مخصوصاً اگر كروى باشند خلأهايى را پديد آورند. در نتيجه با اين بيان ابطالش آسان خواهد بود.