شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨١ - ملاك تجزيه ناپذيرى اجسام نشكن
بنابراين، آن اجزائى كه به هم پيوستهاند و هيچگاه از هم جدا نمى شوند داراى يك طبيعت خاصى هستند و يك صورت نوعى خاصى بر روى آنها قرار گرفته است كه منشأ پيوستگى و به هم چسبيدن آنها شده است. امّا اجسامى كه از هم جدا مى شوند بدان جهت است كه يا آن صورت را ندارند و يا يك صورت ديگرى روى آنها آمده و آن منشأ تجزيه پذيرى و جدا شدن اجزاء كبار آنها از يكديگر شده است.
از اين رو، منشأ اين اختلاف كه در بعضى از اجسام، ذرّات به هم چسبيدهاند و قابل انفكاك خارجى نيستند و در برخى ديگر قابل انفكاك خارجى هستند، صورتهاى نوعيه اى است كه به آنها افزوده مى شود. و جزء ماهيّت آنها به شمار مى آيد و يا اگر جزء ماهيّت آنها هم نباشد مقوّم وجود آنها است. مثل رابطه عرض با موضوع يا رابطه مادّه با صورت (حالّ و محلّ) هر چند موضوع جزء ماهيّت عرض نيست و صورت جزء ماهيّت مادّه نيست، امّا بدون آنها، عرض و مادّه، در خارج تحقق پيدا نمى كند. به هر حال، منشأ اختلاف، مقوّم جسميّت است: يا مقوّم ماهيّتِ جسم و يا مقوّم وجود جسم.
٢ـ آنچه منشأ اختلاف است گرچه بيرون از طبيعت جسم قرار دارد، امّا جزء ماهيّت يك نوع جديد نيست بلكه امرى است كاملا خارج از ماهيّت شىء. امرى عَرَضى است كه منشأ اختلاف اجسام مى گردد. اجسامى كه ذرّات ريز آنها از يكديگر در خارج جدا نمى شوند به خاطر عروض يك عارضى است كه هميشه در آنها وجود دارد و همين سبب آن مى شود كه اجزاء اينگونه اجسام از يكديگر جدا نشوند. اين عارض، نه مقوّم وجود آنها است و نه مقوّم ماهيّت آنهاست. و معناى اين سخن آن است كه اگر اين عارض نباشد، جسم از آن رو كه جسم است قابل انقسام خواهد بود. و اگر اينك غير قابل انقسام گرديده، به سبب يك امر عارضى است.
البته، نتيجه اين سخن براى مصنف نيز پذيرفته است. زيرا، وى نيز بر اين باور است كه جسم از آن رو كه جسم است انقسام پذير است. در مواردى كه جسمْ تجزيه و انقسام نمى پذيرد به سبب يك امر عارضى است. امّا، اگر گفته شود كه اين