شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٩ - اشكال وارد بر برهان قوّه و فعل
«الحيوان جسم نام متحرك بالاراده» جسميّت از يك جزء آن حكايت مى كند، نموّش از صورت نباتىِ آن، و متحرك بالاراده هم از صورتِ حيوانىِ آن حكايت مى كند، امّا در بسائط، جنس و فصل از تركيب خارجى حكايت نمى كند بلكه از تركيب عقلى حكايت مى كند. اعراض و جواهر عقليه بسيط اند. براى آنها هم جنس و فصل بيان مى شود. چنانكه در تعريف عقل گفته مى شود: «جوهرٌ مجرّدٌ عن المادّه»
«جوهرٌ» جنس است، «مجرّدٌ» هم فصلِ آن است. امّا اين جنس و فصلى كه ما با تحليل براى عقل منظور مى كنيم بدان معنا نيست كه عقل در خارج هم مركب باشد بلكه اين جنس و فصل عقلى است. درباره هيولى نيز مطلب از همين قرار است: وقتى مى گوييم: «جوهرٌ مستعدٌّ» «جوهر» و «مستعدّ» جنس و فصل عقلى هستند و از ماده و صورت خارجى حكايت نمى كنند.
اشكال وارد بر برهان قوّه و فعل
درباره اين برهان بحثهاى فراوانى مطرح شده و از جمله شيخ اشراق اشكالات زيادى بر اين برهان وارد كرده است. مرحوم صدرالمتألّهين در كتاب اسفار آنها را نقل كرده و در مقام دفاع از برهان برآمده است.[١] نظر به اينكه نقل و قضاوت درباره آن مسائل به طول مى انجامد در اينجا تنها به بيان يك نكته كه در كلمات ديگران بر آن تأكيد نشده بسنده مى كنيم. و آن اينكه: قوّه و فعل دو امر عينى نيستند. قوّه يك امرِ انتزاعى و اضافى است. ما وقتى يك جسمى را با يك چيز ديگرى مى سنجيم كه ممكن است در آينده در آن به وجود آيد مى گوييم آن چيزْ بالفعل وجود ندارد امّا بالقوّه موجود است. يعنى امكان دارد كه آن شىء در اين جسم به وجود بيايد. اين «امكان» يك امر عينى نيست بلكه يك امرِ انتزاعى است كه از وجود شرائط و عدم موانع انتزاع مى گردد. اگر شرائط خارجى در آن موجود باشد و موانع برطرف شود در اين صورت مى گوييم در جسم، امكان استعدادى وجود
[١] ر.ك: اسفار، ج ٥، ص ٧٧ـ١١٩، همچنين براى توضيح و تحقيق بيشتر درباره هيولى و مناقشات آن به تعليقه استاد بر نهاية الحكمة ص ١٣٨ـ١٤٥ شماره ١٣١ و ١٣٢ مراجعه كنيد.