شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤١ - توضيح برهان دوّم در قالب مثال
صورت به خودى خود، حيّز بخش نيست. از سوى ديگر مى دانيم كه آن قطعه كلوخ در هر جايى كه حيّز طبيعى براى نوع خاك است قرار نمى گيرد. همه كره زمين، حيّز طبيعى براى آن قطعه كلوخ است. زيرا، مكان طبيعىِ صورتِ ارضيه، همه كره زمين است. همان زمينى كه زير كره هوا است. امّا، در اين فرض هم، اين سؤال مطرح مى شود كه چرا اين قطعه كلوخ در اينجا واقع شده ولى در مكان ديگر واقع نشد؟! آنچه صورت طبيعى ارضى اقتضا مى كند اين است كه آن صورت خاكى، زير كره هوا قرار گيرد. امّا، چرا در اين نقطه معيّن جاى گيرد؟ چه چيز اين نقطه خاصّ را كه اكنون اين قطعه كلوخ در آن جاى گرفته است، به عنوان مكان آن، تعيين كرده است؟
صورت خاكى و كلوخى، سببِ آن نمى شود كه اين قطعه كوچك در همه حيّزى قرار گيرد كه مربوط به نوع صورت خاكى است. اين قطعه كوچك، حيّز خاصّ دارد. در يك جزئى از آن حيّز طبيعى قرار مى گيرد نه در همه آن.
خودِ صورتِ كلوخى هم اقتضا ندارد كه در طرف راست باشد يا در طرف چپ! در عين حال، بدون بودن در يك جهت خاصّ، تحقق پيدا نمى كند. ناگزير يا در طرف راست تحقق مى يابد و يا در طرف چپ؛ يا در طرف شمال واقع است و يا در طرف جنوب! از مجموعه حيّزى كه براى آن ممكن است (كليّة الحيّز = بودن زير كره هوا) ناگزير بايد در يك جهتِ آن واقع شود، نه در همه آن.
حال، اگر مخصّصى وجود نداشته باشد ـ چنانكه حسب فرض، چنين مخصّصى وجود ندارد. و به جز هيولى و صورت چيز ديگرى در بين نيست ـ در اين صورت هيولى و صورت نمى توانند در يك جهت خاصى قرار گيرند. زيرا، اين صورت و مادّه اى كه همراه يكديگرند، مى توانند در هر نقطه اى از اجزاء حيّزى كه براى كلّ زمين فرض مى شود قرار گيرند. يعنى اين احتمالِ مشترك براى آن دو وجود دارد كه در هر نقطه اى باشند. از مجموع اجزاء ارض و مجموع حيّزى كه براى كلّ زمين فرض مى شود، احتمال دارد در اين نقطه و يا آن نقطه و يا نقطه ديگر باشند. همه نقاط براى آن دو محتمل است. زيرا، خود آنها تعيّن خاصّى ندارند.