شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٨ - وحدتى كه بالفعل داراى كثرت است
إلْتِحامّا[١]، وَ ذلِكَ كَالأَْعْضاءِ الْمُؤلَّفَةِ مِنْ اَعْضاءِ، وَ اَوْلى ذلِكَ ما كانَ إلْتِحامُهُ طَبيعيّاً لا صَناعِيّاً.
وحدت حقيقى و كثرت بالقوه
هر گاه در كميّت واحدْ كثرت بالفعلى نباشد؛ دراين صورت، واقعاً وحدت اتصالى وجود دارد. اين وحدت، در سه مورد از أشكال هندسى ظهور مى يابد:
الف ـ در خطوط؛ خط چه مستقيم باشد و چه منحنى؛ اگر زاويه نداشته باشد وحدت اتصالى خواهد داشت. زيرا، خط مستقيم يا خط منحنى مثل دايره يا بيضى (خطوطى كه زاويه ندارند) داراى يك خط و يك امتداد مى باشند. از اين رو، وحدت اتصالى دارند.
ب ـ در برخى از سطوح؛ برخى از سطوح هم داراى چنين ويژگى هستند. سطح كره يا سطح بيضى واقعاً يك سطح است و هيچگونه كثرتى در آن نيست.
بنابراين، چيزى كه بسيط باشد و داراى يك سطح و يك امتداد باشد وحدتش اتصالى خواهد بود.
ج ـ در برخى از حجمها و مجسّمات؛ اجسامى كه داراى يك سطح مى باشند حجم واحدى نيز خواهند داشت، مانند كره، و طبعاً وحدت آنها هم وحدت اتّصالى حقيقى خواهد بود.
وحدتى كه بالفعل داراى كثرت است
تاكنون درباره وحدت در امورى كه اتصال حقيقى دارند، سخن گفتيم. يعنى درباره خط و سطح و حجم كه وحدت اتصالى حقيقى دارند بحث كرديم. در اين امور هيچگونه كثرتى بالفعل نبود. اكنون درباره وحدتى به بحث مى پردازيم كه در آن كثرتى بالفعل وجود دارد. يعنى على رغم آنكه كثرت دارد، امّا كثرتى نيست كه
١. «التحام» به معناى جوش خوردن و لحيم كارى است. اصل آن از مادّه «لحم» است. چنانكه گوشتى روى دو استخوان مى رويد وآن دو را به هم وصل مى كند. هر گاه دو چيز را به هم وصل كنند به گونه اى كه آن دو به هم جوش بخورند، مى گويند التحام و التصاق پيدا كردند.