شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٧ - معانى واحد و اقسام آن
جصّ و ثلج، دو ماهيّت متباين هستند و وحدت آن دو به لحاظ يك مفهوم عرضى است.
بنابراين، اطلاق واحد بر اقسام واحد بالعرض، اطلاق مجازى است. و در شأن حكيم نيست كه درباره اينگونه وحدتها بحث كند. واحد بالعرض اقسام زيادى دارد كه از شماره بيرون است.
معانى واحد و اقسام آن
مقدمه: مصنف در نخستين فصل از اين مقاله به مباحث مقدماتى مى پردازد وطى آن بيان مى دارد كه ما در اين مقاله درباره جواهر و اعراض بحث مى كنيم. لكن عمده بحث جواهر در مباحث پيشين بيان گرديد و درباره جواهر مجرّد نيز در مقاله نهم بحث خواهد شد.
بنابراين، در اين مقاله بحث درباره اعراض متمركز است. و در ميان اعراض، آنچه عرضيّتش مورد اختلاف واقع شده است، كميّت و كيفيّت است. امّا، تفصيل بحث درباره كيفيّات، در طبيعيات انجام يافته است. از اين رو، آن را در اينجا تكرار نمى كنيم. بحث درباره كميت باقى مى ماند. اصلى ترين مسئله درباره كميت اين است كه آيا كميّتها جوهرند يا عرض؟
ولى از آن رو كه كميّت منفصل از واحدها تشكيل مى شود؛ و قوام كميّت متّصل نيز به وحدت اتصالى است؛ لذا، نخست به بحث درباره واحد مى پردازيم.
بنابراين با بيان اين مقدمه روشن مى شود كه چرا مى بايست در اين فصل قبل از پرداختن به بحث كثرت و عدد، از وحدت بحث شود.
تعريف واحد: مصنف در آغاز اين فصل، تعريفى از واحد ارائه مى دهد؛ سپس به تشكيكى بودن مفهوم واحد اشاره مى كند، آنگاه به تقسيمات واحد مى پردازد. و نخست آن را به واحد بالذات و واحد بالعرض تقسيم مى كند. و پس از آن، اقسام آن دو را با تفصيل بيان مى دارد.[١]
[١] تقسيماتى كه شيخ از «واحد» ارائه مى دهد آنچنان فراگير است كه شايد در هيچ كتابى اقسام وحدت بدينسان، استقصاء نشده باشد. جناب شيخ تلاش كرده است كه چيزى از اقسام واحد را فرو گذار نكند.