شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٣ - تعريف شگفت انگيز عدد!
فَاِنْ قالَ قائِلٌ: اِنَّ الْكَثْرَةَ قَدْ تُؤَلَّفُ مِنْ اَشْياءَ غَيْرِ الْوَحَداتِ مِثْلُ النّاسِ، وَ الدَّوابِّ. فَنَقُولُ : اِنَّهُ كَما اَنَّ هذِهِ الأَْشْياءَ لَيْسَتْ وَحَدات، بَلْ اَشْياءُ مَوْضُوعَةٌ لِلْوَحَداتِ، كَذلِكَ اَيْضاً لَيْسَتْ هِىَ بِكَثْرَة، بَلْ اَشْياءُ مَوْضُوعَةٌ لِلْكَثْرَةِ، وَ كَما اَنَّ تِلْكَ الأَْشْياءَ هِىَ واحِداتٌ لا وَحَداتٌ، فَكَذلِكَ هِىَ كَثيرَةٌ لا كَثْرَةٌ.
تعريف شگفتانگيز عدد!
تاكنون مصنف از بداهت مفهوم وحدت و كثرت، سخن گفت. با اين فرق كه يكى از آن دو در نزد خيال اعرف است و ديگرى در نزد عقل. اكنون بحث درباره «عدد» است. درباره «عدد» اين پرسش مطرح مى شود كه آيا مفهوم عدد هم بديهى است؟ يا مفهوم عدد نيازمند تعريف است؟
مصنف مى گويد: برخى خواستهاند پس از فراغ از اينكه كثرت بى نياز از تعريف است، عدد را نيازمند به تعريف قلمداد نموده، آن را تعريف كنند. ولى، كار آنان چه شگفت آور و تعجّب برانگيز است!
گفتهاند: «العدد كثرة مؤلفة من وحدات = عدد كثرتى است كه از وَحَدات گرد آمده است». به نظر مصنف، اين تعريف خيلى عجيب مى نمايد. زيرا، در آنْ از مفهوم «كثرت» استفاده شده كه چيزى غير از عدد نيست.
وانگهى، ظاهر تعريف اين است كه عدد، كثرتِ مؤلَّفه و گرد آمده است. در واقع، كثرت به عنوان جنسْ لحاظ شده و «مؤلّفة» فصل آن قلمداد گرديده است. يعنى با انضمام اين فصل (مؤلَّفه) به جنس (كثرت) تعريف يك ماهيّت نوعيه به دست مى آيد. و حال آنكه كثرتْ تمام حقيقتِ عدد است و به عنوان جنس يا جزء الماهية تلقّى نمى شود تا با انضمام مفهوم ديگرى تعريف كامل از يك ماهيّت نوعيه به دست آيد.
از اين گذشته، اصلا مفهومِ «مؤلَّف» چيست؟ بى ترديد مفهوم مؤلَّف به معناى مجتمع است و مجتمع همان مفهوم كثرت است، چيز ديگرى نيست.
بنابراين، منشأ تعجّب مصنف اين است كه شما چگونه عدد را با كثرت تعريف مى كنيد، در حالى كه كثرت، همان عدد است. نه جنس براى عدد!