شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٨ - دليل اوّل براى نياز هيولى به صورت
اساساً اين فرض كه هيولى بدون صورت تحقق بيابد فرض معقولى نيست. براى اثبات اين مطلب، دلائلى اقامه كردهاند. جناب شيخ در اينجا از جمله به يك دليل ساده اى اشاره مى كند و مى گويد با توجه به اين دليل با سرعت مى توان به اين نتيجه رسيد كه هيولى بدون صورت تحقق پيدا نمى كند. هر موجودى كه هم حيثيّت بالفعل داشته باشد و هم حيثيّت بالقوه، به ناچار مركّب از دو جوهر خواهد بود. فرض ما اينك درباره يكى از آن دو جوهر است كه بسيط بوده و تركيبى در آن راه ندارد. و حيثيتش هم فقط حيثيّت استعداد است. حال اگر فرض كنيم چنين جوهرى كه عين استعداد است وجود بالفعل داشته باشد و نيازمند صورتى كه بدان فعليّت ببخشد نباشد، باز ضرورتاً دو حيثيّت خواهد داشت: يكى حيثيّتى كه همان حيثيّت قوّه و استعداد است و قوام هيولى وابسته به آن است. ديگرى هم همان حيثيّتى كه طبق فرض، حيثيّت فعليّت است و بر اساس آن هيولى وجود بالفعل مى يابد. و در اين صورت، هيولى مركّب مى گردد. در حالى كه بحث ما درباره هيولايى است كه در آن تركيب راه ندارد؛ و حيثيّت آن فقط حيثيت استعداد محض است.
بنابراين، هر موجودى كه دو حيثيّت داشته باشد: يك حيثيت بالفعلى كه متحصّل و قوام دار است؛ و ديگرى حيثيتى كه استعداد پذيرش شىء ديگر است، چنين موجودى مركب از ماده و صورت خواهد بود. به همين دليل، مصنف در آغاز بحث در فصلهاى گذشته در صدد اثبات وجود هيولى بر آمد، و حاصل آن مباحث اين شد كه چون جسم داراى دو حيثيّت است؛ پس، مركب از ماده و صورت است. و مادّه يكى از اجزاء بسيط جسم مى باشد. حال، اگر خود اين ماده نيز دو حيثيّت داشته باشد، لازمه اش آن است كه از مادّه و صورتى تركيب يافته باشد. و لازمه اين سخن، از يك سو، تسلسل است. و از سوى ديگر خلاف فرض خواهد بود. زيرا، فرض اين است كه مادّه جوهرى است كه غير از حيثيّت استعداد هيچ چيز ديگرى ندارد. و همين حيثيت، محلّ بحث است. يعنى مادّه اى محلّ بحث است كه ديگر نمى تواند مركّب از ماده و صورت باشد. از اين رو، يك حيثيّت بيشتر ندارد؛ و آن حيثيّت همان حيثيّت ذاتىِ مادّه است كه بر اساس آنْ