شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٥ - بررسى اعتبارات چهارگانه درباره سطح
بررسى اعتبارات چهارگانه درباره سطح
حال، درباره اعتبارات چهارگانه سطح به تأمّل مى نشينيم و آنها را بررسى مى كنيم. امّا، اعتبار سوّمِ آن يعنى امكان اينكه «يفرض فيه بُعدان متقاطعان»، در صورتى در سطح لحاظ مى شود كه قبلا آن را به عنوان نهاية الجسم در نظر گرفته باشيم. يعنى آن اعتبار بر اين اعتبار تقدّم دارد. زيرا، اعتبار اوّل درباره سطح همان نهايت و حيثيّت «منتهى اليه بودن» است كه يك امر عدمى است. امّا، حيثيّت ديگر «نهاية هذا الشىء» بودن است. در «نهاية هذا الشىء» معناى اضافه خوابيده است. اگر ما معناى نهايت را به طور مطلق در نظر بگيريم يك امر عدمى خواهد بود و با هيچ چيز نسبتى نخواهد داشت. امّا، اگر بگوييم: «نهاية هذا الشىء» يا «نهاية هذا الحجم» يعنى «نهايت» را اضافه كنيم به «حجم» از مقوله «مضاف» تقسيم اضافه به مشهورى و حقيقى
خواهد شد. و «اضافه» يا «مضاف» از مقولاتِ نسبىِ هفت گانه است. و چنانكه مى دانيد اضافه را در جاى خود بر دو قسم كردهاند: اضافه مشهورى و اضافه حقيقى. اضافه حقيقى يا مضاف حقيقى همان نفس الاضافه است. ولى در اينجا مراد از اضافه، اضافه مشهورى است. حجم از آن جهت كه انتها دارد و جسم از آن رو كه سطح دارد، قابليت آن دارد كه دو بُعد در آن فرض شود. و اين حيثيّت، حيثيّت مقداريت نيست. زيرا، اين كه اين شىء در اينجا تمام شده است و داراى دو بعد است، اين يك مطلب است، و اينكه آن شىء چند متر است و واحد اندازه گيرى چند مرتبه در آن تكرار مى شود، مطلب ديگرى است. از اين رو، مضافِ مطلق، با مضافى كه مقوله است فرق دارد.
در كتاب قاطيغورياس آمده است كه مضاف مطلق يعنى مضاف مشهورى با مضاف حقيقى فرق دارد. مضاف مشهورى يك امر مركّبى است. ذات شىء را با مركّب بودن مضاف مشهورى
اضافه در نظر مى گيريم آنگاه آن را مضاف مى ناميم. امّا اضافه حقيقى، همان نفس الاضافه است كه مقوله بوده و بر اساس آنچه در آنجا گفته ايم نمى تواند مقدار يا كيف باشد.
بنابراين، اضافه حقيقى مقوله اى است در مقابل كيفيت و در مقابل كميّت، و نمى توان گفت اضافه، كميّت است. امّا، اضافه مشهورى قابل حمل بر جوهر و