شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٥ - شرط نخست براى تعيين مكيالْ هم جنس بودن آن با مكيل است
تقابل مكيال و مكيل در مورد وحدت و كثرت
اكنون كه روشن شد هيچ يك از اقسام تقابل در مورد وحدت و كثرت، بالذات جارى نيست؛ پس، سزاوار است كه به طور قطع بگوييم وحدت و كثرت ذاتاً تقابل ندارند. امّا، تقابل ديگرى عارض آنها مى شود؛ و آن تقابل مكيال و مكيل است. و اين، بدان معنا است كه هر كثرتى از واحدهايى تشكيل مى شود. ـ از دو واحد يا بيشتر ـ بنابراين، يكى از واحدها مكيال است كه در زبان فارسى واژه مقياس يا پيمانه را در مورد آن به كار مى برند. به طور مثال گفته مى شود اين كثرت، چند پيمانه از اين واحد است. پيمانه اى را براى سنجيدن آن كثرت در نظر مى گيرند. زيرا، واحد، پيمانه كثرت است؛ و كثير با آن، سنجيده مى شود. چنانكه مى گوييم اين توپ پارچه چند تا يك مترى است. بدينسان، بين آنها تضايف تضايف بالعرض وحدت و كثرت در اثر مكيل و مكيال بودن
برقرار مى شود. زيرا، مكيل و مكيال، متضايفين هستند. همان گونه كه علت و معلول نيز متضايفين مى باشند. پس، وحدت و كثرت از آن رو متضايف اند كه واحد، مكيالِ كثرت است. در نتيجه، تقابلى بالعرض بين وحدت و كثرت پديد مى آيد. اين تقابل از آن رو پديد مى آيد كه وحدت، از آن جهت كه مكيال است در مقابل كثرت از آن جهت كه مكيل است قرار مى گيرد. بنابراين، حيثيّتِ وحدت بودن با حيثيّت مكيال بودن، يكى نيست. زيرا، همچنان كه به اشارت گذشت، وحدت با علّيت يكى نيست؛ كثرت نيز با معلوليت يكى نيست، اينجا هم وحدت با مكياليّت، يكى نيست؛ چنانكه كثرت نيز با مكيليّت، يكى نيست. اينها مفاهيمى مستقل اند. امّا، از آن رو كه هر كثرتى مكيل است و هر واحدى مكيال آن است يك تقابل بالعرض به آنها نسبت داده مى شود.
شرط نخست براى تعيين مكيالْ هم جنس بودن آن با مكيل است
نكته: مصنف در اينجا نكته اى را مى افزايد كه ارتباطى با اصل بحث ندارد. و آن نكته توضيحى در مورد مكيل و مكيال است. به نظر مصنف، هر گاه بخواهيم براى چيزى مكيالى تعيين كنيم بايد چند شرط را رعايت كنيم:
نخست آنكه: مكيال بايد از جنس مكيل باشد. به طور مثال وقتى مى خواهيم طول يك شىء را مثلا طول يك پارچه را كه خود يك كثرت است، تعيين كنيم بايد آن را با مكيالى بسنجيم كه از جنس آن است. و چون مكيل در اينجا طول