شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٧ - تكثّر در ماهيّت واحد بالعدد كه خود اقتضاى انقسام ندارد
الوحدة» است. اين مفهوم در ذهن هم تجزيه نمى شود تا چه رسد به اينكه در خارج تقسيم مادّى يا مقدارى داشته باشد، و يا به لحاظ زمان تقسيم شود.
يادكردى دوباره از اقسام واحد بالعدد
سخن درباره اقسام وحدت بود. در اين باره خاطر نشان ساختيم كه مرحوم شيخ براى استقصاء اقسام وحدت، تلاش زيادى را مبذول داشته و براى اينكه چيزى ناگفته نماند و از قلم نيفتد، نظم و انسجام دقيق را در اين تقسيمات ناديده گرفته است.
به هر حال، تقسيم اخير ايشان درباره واحد بالعدد اين بود كه واحد بالعدد به دو صورت متصوّر است:
الف ـ گاهى طبيعتى كه متصف به وحدت بالعدد مى شود چنان است كه فردش آمادگى تقسيم شدن دارد و بعد از تقسيم شدن، اطلاق طبيعت بر هر يك از بخشها صحيح است، مانند «آب». آبى كه در يك ظرف قرار دارد «آب واحد» است. چه يك كوزه آب باشد و چه يك قطره آب، به هر حال متصف به وحدت بالعدد مى باشد. امّا، طبيعت آب، به گونه اى است كه به آب هاى كوچكترى تقسيم شود و هر كدام از آنها همچنان آب باشد.
ب ـ و گاهى طبيعتى متصف به وحدت بالعدد مى شود؛ امّا، اقتضاى قسمت آنچنانى را ندارد. يعنى اگر تقسيم بشود ديگر اطلاق طبيعت مزبور بر آن صادق نيست. مانند: انسان؛ اگر انسان را به دو نصف تقسيم كنيم، بر هيچ كدام از دو نيمه آن، انسان، صادق نيست.
تكثّر در ماهيّت واحد بالعدد كه خود اقتضاى انقسام ندارد.
در قسم دوّم ـ يعنى آن ماهيت و طبيعتى كه خودش اقتضاى اين گونه قسمت را ندارد، مثل انسان كه فرد آن متصف به وحدت بالعدد مى شود و اقتضاى چنين تكثّرى را ندارد ـ ممكن است نوع ديگرى از تكثّر وجود داشته باشد. چنانكه در مثال مذكور على رغم اينكه واحد بالعدد است، مع ذلك مركّب از روح و بدن