شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٤ - دوّمين مسئله فرعى
آنها دو نوع هستند. لكن، براى آنها كه اهل دقّت اند، فرق ميان اختلاف به شدّت و ضعف با اختلاف نوعى، به خوبى معلوم است.
به هر حال، دو امرى كه اختلاف به شدّت و ضعف دارند يا اختلاف نوعى دارند مى توانند منشأ اختلاف مقدار در اجسام شوند.
بنابراين، ماده ممكن است در اثر عوامل گوناگونى، تهيؤ و آمادگى براى پذيرش مقادير مختلف پيدا كند. و اين مطلبى است كه در فلسفه اولى (متافيزيك) اثبات مى شود؛ و از مبادى مسئله اى به شمار مى رود كه در طبيعيات مطرح است.
وَ اَيْضاً فَإِنَّ كُلَّ جِسم يَخْتَصُّ لا مَحالَةَ بِحَيِّز مِنَ الاْحياز، وَ لَيْسَ لَهُ الْحيَّزُ الْخاصّ بِهِ بِما هُوَ جِسمٌ، وَ إلاّ لَكانَ كُلُّ جِسْم كَذلكَ، فَهُو إذَنْ لامَحالَةَ مُخْتَصٌّ بِهِ لِصُوْرَة مّا في ذاتِهِ، وَ هذا بَيِّنٌ. فاِنَّهُ إمّا اَنْ يَكُونَ غَيْرَ قابل لِلتَّشْكيلاتِ وَ التَّفْصيلاتِ فَيَكُونُ بِصورة مّا صارَ كذلكَ لاَِنَّهُ بِما هُوَ جِسمٌ قابلٌ لَهُ، وَ إمّا اَنْ يكُونَ قابِلا لَها بِسُهُولَة أَوْ بِعُسْر. وَ كَيْفَ ما كانَ، فَهُوَ عَلى إِحْدَى الصُّوَرِ الْمَذْكُورَةِ فِى الطَّبيعيّاتِ. فَإِذَنْ اَلْمادَّةُ الْجِسْمِيَّةُ لا تُوْجَدْ مُفارِقَةً لِلصُّورَةِ. فَالْمادَّةُ إذَنْ إنَّما تَتَقَوّمُ بِالْفِعْلِ بِالصُّورَةِ، فَإِذَنْ اَلْمادَّةُ إذا جُرِّدَتْ فِى التَّوَهُمِ، فَقَدْ فُعِلَ بِها ما لا يَثْبُتْ مَعَهُ فِى الْوُجُودِ.
دوّمين مسئله فرعى
در پايان اين فصل، مصنّف به مطلب ديگرى اشاره مى كند كه به طور مستقيم با مباحث اين فصل ارتباطى ندارد. لكن، به مناسبتِ براهينى كه در اين فصل اقامه گرديد سخن از عدم اقتضاى هيولى براى حيّز خاص به ميان آمد، و بدين مناسبت، مصنف به مطلب ديگرى منتقل مى شود و آن اينكه:
همانگونه كه هيولا، اقتضاى حيّز خاصى را ندارد، صورت جسميه هم اقتضاى حيّز خاصى را ندارد. مجموع آن دو (مادّه و صورت) نيز كه جسم را تشكيل مى دهند، اقتضاى حيّز خاصّى را ندارند. چه، اگر جسم از آن جهت كه جسم است اقتضاى حيّز خاص را داشت، لازمه اش اين بود كه هيچ جسمى در غير آن حيّز به