شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٥ - سير اجمالى بحث
پاسخ اين سخن آن است كه لازمه فرض مزبور اين است كه براى پيدايش آن امور مفارق، بايد حالات مختلفى پيدا شده باشد، و آن حالات مختلف چيزى جز صورى كه در مادّه تحقق مى يابند نيستند. در نتيجه، سخن به همان ريشه پيشين خود باز مى گردد و اشكال تكرار مى شود. يعنى نقل كلام مى شود در همان صور اوليه اى كه در مادّه پيدا شده است كه منشأ اختلاف آنها چيست؟
فرض اينكه خودِ مادّه واحده، اين صور مختلف را ايجاد كرده باشد مستلزم تكرار اشكالى است كه براى رفع آن فرض شد كه مادّه با امور ديگرى سبب پيدايش صور مختلف گردد. يعنى مادّه با معيّت امور ديگرى كه خارج از مادّه هستند، صور گوناگون را ايجاد كنند، نه آنكه مادّه به تنهايى علّت قريب باشد تا اين اشكال مطرح شود كه علّت قريب واحد چگونه منشأ صدور معلولهاى كثير مى شود. درنتيجه، علّت قريب، امر مركبّى خواهد بود از مادّه كه شأن آنْ قبول و پذيرش است و چيز ديگرى كه تعيين كننده خصوصيت صورت است، فى المثل اگر چيزى همچون «الف» با مادّه تركيب شدند، صورت «ارض» در مادّه پديد مى آيد، و اگر چيز ديگرى مانند «ب» با مادّه تركيب شد، صورت جديدى پديد مى آيد كه صورت «ماء» است و اين بدان معنا است كه مادّه براى پيدايش آن صور، علّت قابلى است. (البته، مادّه براى جسم مركب از مادّه و صورت، علّت قابلى است، نه براى صورت به تنهايى)
حاصل سخن اين است كه مادّه، فقط مى پذيرد نه آنكه ايجاد مى كند. امّا بحث اصلى ما در اين باره بود كه آيا مادّه مى تواند صورت را ايجاد كند؟ و پاسخ اين شد كه مادّه تنها مى تواند صورت را بپذيرد نه اينكه آن را ايجاد كند!
پس علّت بودن مادّه براى صورت با همه شكلهايش باطل است حتى به اين صورت كه شريك عامل ديگرى در ايجاد صورت باشد. بنابراين، مادّه نه به تنهايى علّت است و نه با مشاركت امر ديگرى. اگر عليّتى بين مادّه و صورت برقرار باشد، از جانب صورت است.
سير اجمالى بحث
دانستيم كه جسم، مركب از مادّه و صورت(هيولى و صورت) است. در ضمن