شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٧ - تقدم رتبى مادّه يا صورت
مصنف بر آن است كه مادّه نمى تواند واسطه در صدور صور جسمانى باشد. ايشان سه دليل بر بطلان اين فرض كه مادّه، واسطه در صدور صور جسمانى باشد ذكر كردند:
دليل اول: دليل اول اين است كه حيثيّت مادّه، تنها حيثيّت قبول و استعداد است. هيچ حييثيت ديگرى ندارد. اگر مادّه بخواهد چيزى را ايجاد كند بايد خودش واجد آنچيزى باشد كه آن را اعطا مى كند. و چون حيثيّت صورت، حيثيّت فعليّت است، و مادّه واجد چنين حيثيّتى نيست، نمى تواند آن را ايجاد كند.
اگر بنا بود چيزى كه استعداد محض است براى ايجادصورت جسمانى كافى باشد بايد همواره همه صور جسمانى موجود باشند. زيرا، علّت آنها همين هيولى است. و آنها بايد هميشه در هيولى تحقق داشته باشند. در حالى كه صورتهاى جسمانى متناوباً به وجود مى آيند و از بين مى روند.
نكته: چنانكه ملاحظه مى كنيد منظور شيخ از صورت، صورت جسميّه نيست و گرنه صورت جسميه هميشه وجود دارد. بلكه منظور شيخ از صورت در اينجا، صور جسمانى است كه منطبع در مادّه مى شوند و فعليّت اشياء را تشكيل مى دهند و همواره ثابت نيستند: گاهى هستند، و گاهى نيستند.
دليل دوم: دليل دوم نيز كه با اندكى تفاوت، شبيه دليل اول است اين است كه اگر چيزى بخواهد عليّت داشته باشد ـ هر چند عليّت واسطه اى ـ بايد خودش وجود بالفعلى داشته باشد؛ تا بتواند در چيزى تأثير كند و چيزى را ايجاد نمايد. و مادّه، جز در سايه صورت، هيچگونه فعليّتى ندارد.
فعليّت يافتن آن بستگى به صورتى دارد كه بر روى آن قرار مى گيرد. بنابراين، خود مادّه نمى تواند به «صورت» كه منشأ فعليّتش مى باشد و با آمدن آن، شرطِ تأثيرْ در مادّه تحقق مى يابد، وجود ببخشد و آن را افاده كند.
دليل سوم: دليل سوم براى ابطال اين فرض كه مادّه، واسطه در ايجاد صورت صدور شىء واحد از مادّه در فرض قبول عليّت آن
باشد اين است كه اگر مادّه علّت براى پيدايش صورت باشد، بايد تنها يك نوع صورت از آن به وجود آيد؛ زيرا، ماده امر وحدانى است. در حالى كه انواع