شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥١ - اثبات عرضيّت كمّ و پاسخ به شبهات
آنچه با افزودن آن به كميّت، آن را به شكل يك نوع خاص يعنى كميّت متّصل در مى آورد. همان اتصال است. بنابراين، اتصال، حكم صورت را خواهد داشت. زيرا فرق جنس و فصل با مادّه و صورتْ همان اعتبار لا بشرطى و بشرط لائى است.
٢ـ دليل ديگر اين است كه مقدار يعنى قابل اندازه گيرى. و اندازه گيرى يعنى واحد را در شىء قابل اندازه گيرى تكرار كردن. به طور مثال وقتى گفته مى شود اين سطح قابل اندازه گيرى است. معنايش آن است كه سطح مذكور چند برابر سطح ديگر است. چند برابر بودن، خود، يك نوع اندازه گيرى است. از اين رو، بايد واحدى وجود داشته باشد كه با تكرار آن، شىء مورد نظر را اندازه گيرى كنيم.
بنابراين، قوام مقدار هم به واحد خواهد بود. معناى اينكه چيزى اندازه گيرى مى شود آن است كه آن شىء شمرده مى شود. و شمرده شدن بدان معنا است كه واحدى در شىء قابل اندازه گيرى تكرار مى شود. از همين رو است كه در همه اشياء قابل اندازه گيرى، واحد خاصّى را در نظر مى گيرند. مثلاً واحد طول و عرض، واحد مساحت، واحد حجم و واحد وزن.
حاصل آنكه براى هر چيزى كه قابل اندازه گيرى باشد. واحدى را منظور مى كنند. بنابراين، معلوم مى شود قوام اندازه گيرى هم به واحد است. پس، وحدت به گونه اى نسبت به كم متّصل، مبدئيّت دارد.