شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٤ - دفع دخل مقدّر
پديد مى آيد مغاير با تحصّلِ پيشين باشد. چنانكه به طور مثال يكى تحصّل نارى است و يكى تحصّل مائى يا هوائى!
بررسى ناسازگارى مشاركت صورت در ايجاد مادّه با قاعده «الواحد»
اگر استيحاش شود كه چگونه ممكن است دو چيز موجب پيدايش يك چيز بشوند به گونه اى كه مجموع آنها امر مركّبى باشد از يك علّت مفارق و ديگرى مادى. مخصوصاً با توجه به قاعده الواحد كه مى گويد: اگر معلول واحد باشد، علّت آن هم بايد واحد باشد. پس در اين فرض كه هيولى واحد است چگونه مى توان دو علّت (يكى امر مفارق و ديگرى صورت) براى آنْ اثبات كرد؟
مصنّف در پاسخ اين سؤال مى گويد: چنين تركيبى در علل اشكالى ندارد و نمونه هاى آن فراوان است. به طور مثال، در اثر نورى كه از مبدأ نورى مانند خورشيد مى تابد انعكاس خاصى پديد مى آيد. امّا براى پيدايش انعكاس نور، شرطى لازم است. و آن اينكه جسم صيقلى باشد.
بنابراين، براى انعكاس نور، دو چيز لازم است: الف ـ وجود مبدء نور كه خورشيد است. ب ـ وجود شرطى در محل كه همان صيقلى بودن جسم است.
چنانكه ملاحظه مى شود در اينجا علّت مركبى است كه براى يك پديده مؤثر واقع مى شود.
دفع دخل مقدّر
مصنّف در اينجا دفع دخل مقدّر مى كند و مى گويد: بر ما خُرده نگيريد كه شما قائل به خروج شعاع نيستيد و نمى پذيريد كه شعاعى از خورشيد جدا مى شود و مى تابد و نفوذ پيدا مى كند. بلكه شما مى گوييد روشنايى عرَضى است كه در مواجه شدن اشياء با نور در آنها پديد مى آيد. و انتقال عرض را محال مى دانيد. زيرا، همه آنچه ما در اينجا گفته ايم از باب مثال و براى تقريب به ذهن است. به هر حال، براى انعكاس نور هم وجود مبدء نور لازم است و هم صيقلى بودن جسمى كه از آن منعكس مى شود، و اين نوعى تركيب در عليّت است كه نمونه هاى فراوانى دارد.