شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧١ - همراه بودن فعل الهى با وساطت استعداد خاصّ
حرارت، طبق نظر قوم، و بر اساس طبيعيات قديم، عَرَض است. هر گاه اين عَرَض در جسم وارد شود سبب مى گردد كه جسم استعدادى پيدا كند كه به واسطه آنْ حجمش زياد شود و فضاى بيشترى را اشغال كند.
حال، اگر بگوييم كه عامل خارجى سبب مى شود كه حرارتى در آب پديد آيد ـ مثلا بگوييم آتش، باعث آن مى شود كه حرارت در ظرفِ آب افزايش يابد ـ اين نظر، با نظرِ پيشين از جهت حكمْ يكى است.
امّا، اگر فرض شود عامل خارجى مستقيماً دخالت مى كند در اينكه جسم، مقدار خاص پيدا كند؛ اين فرض، فرض صحيحى نخواهد بود. مثلا چنانچه فرض شود عقل فعّال كه موجودى بيرون از جسم است، ايجاب مى كند كه هيولى و صورت جسميه خاصّى فلان مقدار را داشته باشد! يا طبق مطالبى كه در السنه متكلّمين رايج است فرض شود كه مقدار خاصّ را مستقيماً خدا قرار داده است، چنين فرضى صحيح نيست.
همراه بودن فعل الهى با وساطت استعداد خاصّ
البته، اين مطلب براى ما ثابت است كه همه چيز را خدا قرار داده است، امّا، خداوند متعال بدون وساطت يك عامل خاص يا استعداد خاص، چيزى را قرار نمى دهد. مثلا اينكه مى گوييم خدا چنين قرار داده است كه درخت گردو، حجمش اين مقدار خاص باشد، اين به واسطه استعداد خاصّى است كه در مادّه آن پديد مى آيد. و آن استعداد وساطت دارد در اينكه آن مقدار خاص را بپذيرد. يا اينكه صورت نوعيه درخت گردو است كه اقتضا دارد اين مقدار بيشتر نشود. امّا، اگر بگوييم يك عامل خارجى بدون آنكه در يك امر داخلى دخالت داشته باشد و بدون آنكه واسطه اى ـ حتى استعداد خاصّ ـ در كار باشد، مستقيماً مقدار بطلان فرض دخالت مستقيم عامل خارجى در تقدّر جسم
خاصّى را به جسم ببخشد؛ اين، فرض صحيحى نيست. زيرا، نسبت آن شىء خارجى به هيولى و صورت جسميه يكسان است. همچنين نسبتش با مقدار خاصّ يكسان است. عامل خارجى، در اين فرض چيزى است كه مقدار مى دهد. امّا، چه مقدارى را مى دهد، اقتضايى در عامل خارجى براى تعيين مقدارْ وجود