شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢١ - توضيحى دوباره درباره فرق ميان جسم و مقدار
توضيحى دوباره درباره فرق ميان جسم و مقدار
مصنف، دوباره درباره فرق ميان جسم و مقدار، مطالبى را بيان داشته، مى گويد: محال است كه به طبيعتى به عنوان يك طبيعت تامّ اشاره شود و آن، همان طبيعة المقدار باشد، مگر آنكه به صورت خط يا سطح در آيد تا امكان تحقّق بيابد.
چنين نيست كه اوّل مقدار به وجود آيد و امكان وجود بيابد؛ آنگاه زائد بر مقدار، خصوصيّت خط بودن هم بر آن افزوده شود. آن هم فقط به خاطر اينكه وجود خارجى اش نيازمند به صورت خطّى است. نه اينكه اصل تحصّل ماهويش نيازمند به خطيّت و سطحيّت باشد.
مصنف بر اين باور است كه درباره مقدار برخلاف جسم نمى توان به چنين مطلبى تصديق كرد. يعنى نمى توان مقدار را به عنوان يك ماهيّت تامّ در نظر گرفت، آنگاه خطيّت را به آن افزود. از اين رو، نمى توان پذيرفت كه تنها وجودِ خارجى مقدار است كه نيازمند به خطيّت يا سطحيّت است نه تحصّل ماهوى آن! خير، اساساً تحصّل ماهوىِ مقدار نيز نيازمند به خطيّت و سطحيّت است. برخلافِ جسميّت كه دو سبب داخلى دارد:
الف ـ يك سبب «مابِهِ» است كه همان صورت است.
ب ـ يك سبب «مافيه» است كه همان مادّه است.
بنابراين، جسميت با اسبابى كه تشكيل دهنده وجودش مى باشند يعنى مادّه و صورت، تحقق مى يابد. از اين رو مى توان آن را بدون هيچ گونه زيادتى تصوّر نمود. عقل تصوّر چنين چيزى را محال نمى داند. امّا، مقدار اينگونه نيست. عقل نمى تواند تصوّر كند كه چيزى به عنوان مقدار تحصّل بيابد بدون آنكه خط باشد و يا سطح باشد و يا حجم! و چنين ماهيتى امكان وجود داشته باشد![١]
مقدار، به خاطر طبيعت خاصّى كه دارد براى تحصّل خويش نياز به فصول دارد. يعنى فصولى كه به مقدار افزوده مى شوند به درون ماهيّتِ مقدارْ راه
[١] چنانكه پيش از اين هم اشاره كرديم، عقل ما همچنانكه در مورد مقدار نمى تواند چنين چيزى را تصوّر كند، در مورد جسم هم نمى تواند چنين چيزى را تصوّر كند. در مورد جسم هم به نظر ما امكان ندارد كه عقل جسمى را تصوّر كند كه فقط جسميّت داشته باشد و جز جسميّت هيچ چيز ديگرى نداشته باشد.