شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٧ - مقوله كم و كيف
جناب شيخ و ساير محققين، قائل اند به اينكه مقوله «ان يفعل» قوامش به فاعل است، در مقابل مقوله «أن ينفعل» كه قوامش به منفعل و مفعول است.[١]
در اين ميان آنچه حائز اهميت است اين است كه حتى كسانى كه در قائم بودن مقوله «ان يفعل» به فاعل، تشكيك كردهاند، در عَرض بودن آن هيچگونه تشكيكى را روا ندانستهاند. از اين رو چه قائل شويم كه مقوله «ان يفعل» قائم به فاعل است يعنى موضوع اين عَرض، فاعل است. و چه قائل شويم كه قائم به مفعول است يعنى موضوع آن مفعول است، بالاخره عَرض بودنش جاى بحثى ندارد.
بنابراين، از اين بحث كه مقولات نسبى، از جمله اعراض اند، فارغ ايم و آن رانيازمند بحثى فزونتر نمى بينيم.
مقوله كم و كيف
از گذشته درباره دو مقوله كم وكيف اين بحث مطرح بوده است كه آيا اينها از جمله اعراض اند يا در شمار جواهرند؟!
جناب مصنف درباره مقوله كيف بر اين باور است كه جاى مناسب طرح بحث درباره عرض بودن آن و نيز پاسخ شبهات كسانى كه قائل به جوهر بودن آن هستند در طبيعيات است. چنانكه خود ايشان در طبيعيات آنها را مطرح كرده و گفتهاند كه آنها از جمله اعراض اند نه از قبيل جواهر. از اين رو، در اينجا آنها را تكرار نمى كنيم.
امّا، نظر شيخ درباره اين كه آيا كم، جوهر است يا عرض؟ اين است كه كميت چه متّصل باشد و چه منفصل از جمله اعراض است. در مقابل، برخى بر اين باورند كه كم متّصل جوهر است چنانكه برخى ديگر گفتهاند كم منفصل، جوهر است؛ و از مرز اين سخن نيز فراتر رفته افزودهاند كه خود كميت، سزاوارتر به جوهريت است از جسم؛ زيرا، كميّت را مقوّم جوهر دانستهاند و مقوّم شىء اولى
[١] شايان ذكر است كه خود فعل را نمى توان يك مقوله دانست. مقوله، آن حالت تدرّج صدور فعل از شىء ديگر است كه بهترين تعبيرش همان «ان يفعل» و «ان ينفعل» است. اينها از جمله مقولات نسبى اند.