شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢ - جوهر، قوام بخش عَرَض
اثبات وجود جوهر و نيازمندى عرض به آن
تاكنون، اين نتيجه به دست آمد كه «عَرَض» موجودى است كه احتياج به موضوع دارد. يعنى بايد چيزى به عنوان موضوع باشد تا عرض در آن پديد آيد. امّا، آن موضوع، نبايد خود، نيازمند به عرض باشد. لكن، ممكن است چنين فرض شود كه موضوع در فرضِ مذكور، چيزى است كه خود، احتياج به موضوع ديگر دارد. در اين صورت، عرضى در عرضِ ديگر تحقّق مى يابد، و ممكن است روند اين سلسله ادامه پيدا كند: و عرض دوّم در عَرَض سوّم، و همينطور.
اما، حقيقت آن است كه اگر موضوع به گونه اى باشد كه احتياج به موضوع ديگر نداشته باشد، مطلوبْ ثابت است و اين همان جوهر است.
اما، اگر موضوع به گونه اى باشد كه خود، به موضوع ديگرى نياز دارد، در اين صورت، بايد نيازمندى موضوع به يك نقطه اى (در يك موضوعى) پايان پذيرد. وگرنه، به تسلسل مى انجامد. و چون تسلسل محال است[١]، پس در اين صورت نيز وجود جوهرْ ثابت مى شود.
جوهر، قوام بخش عَرَض
ثابت شد كه جوهر به عنوان وجودى كه عرض بر آن تكيه مى كند بايد وجود داشته باشد و چون «عَرَض» بدون وجود «جوهر» تحقق پيدا نمى كند. بنابراين، «جوهر»، قوام بخش وجود«عَرَض» خواهد بود. امّا اينگونه نيست كه «عَرَض»، مقوّم وجود جوهر باشد. بنابراين، از آن رو كه «جوهر» به وجود «عرض»، قوام مى بخشد و نقش عليّت را در مورد آن ايفاء مى كند، ضرورتاً بر وجود «عَرَض»، تقدم دارد. و اين، همان مطلبى بود كه مصنف در آغاز، ادّعا نمود: «فأَقْدَمُ أَقسامِ الْمَوجوداتِ بالذاتِ هو الجَوْهَرُ». و اقدميّت «جوهر» به اعتبار آن است كه مقوّم «عرض» است در حالى كه عَرَض» مقوم «جوهر» نيست.
[١] در مقاله هشتم اثبات خواهد شد كه تسلسل در علل فاعلى و قابلى محال است. و «موضوع» در اينجا از جمله علل قابلى است كه «حالّ» را مى پذيرد. و محال است كه وجودش تا بى نهايت ادامه پيدا كند. ر.ك؛ المقالة الثامنة من الهيات الشفاء، الفصل الأوّل، فى تناهى العلل الفاعليه و القابلية.