شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠١ - نياز صورت جسميه به ماده (توضيح عبارت)
فَقَدْ بانَ مِنْ هذا أَنّ صورةَ الجسميةِ مِنْ حيثُ هى صورةُ الجسميةِ محتاجةٌ إلى مادّة، و لأنَّ طَبيعةَ الصورةِ الجسميةِ فى نَفْسِها مِنْ حيثُ هى صورةٌ جَسميةٌ لا تختلفُ. فإنَّها طبيعيةٌ واحدةٌ بسيطةٌ، ليسَ يَجوزُ اَنْ تَتَنوَّعَ بفصول تَدْخُلُ عَلَيها بِما هى جسميةٌ، فإنْ دَخَلتْها فصولٌ تكون اموراً تَنْضافُ اِليها مِنْ خارج، وَ تكونُ اَيضاً إِحْدىَ الصُّوَر الْمُقارِنةِ لِلمادةِ، وَ لايكونُ حُكْمُها مَعَها حُكْمَ الْفُصُولِ الحقيقيَّةِ.
نياز صورت جسميه به ماده (توضيح عبارت)
از براهينى كه اقامه كرديم روشن شد كه صورت جسميّه از آن رو كه صورت جسميّه است نياز به ماده دارد. صورت جسميّه، حيثيّت فعليّت است و نيازمند قوه اى است كه پذيراى آن باشد. در مورد وصل و فصل نيز مطلب، از همين قرار است: صورت اتصاليه وجود دارد؛ اما، نيازمند چيزى است كه اتصال را بپذيرد و اتصال به آن نسبت داده شود.
در شرح اين عبارت: «وَ لأنَّ طبيعة الصورة الجسمية» اختلاف وجود دارد. كه آيا «واو» در عبارت مذكور عاطفه است يا براى استيناف است؟ همچنين درباره واژه «لأن» كه براى تعليل ذكر مى شود، اين اختلاف وجود دارد كه آيا اين تعليل براى مطلب بعدى است يا تعليل براى مطالب گذشته است؟
صدرالمتألهين(رحمه الله) «واو» را عاطفه شمرده و گفته است. اين تعليل (و لانّ) عطف بر مطالب قبلى است. و براى تتميم برهان وصل و فصل ذكر شده است.
برخى محشّين ديگر گفتهاند: مطلب گذشته تا اينجا پايان يافته است؛ و از اينجا به بعد كه با واژه «و لانّ» آغاز مى شود، ابتداى مطلب ديگر است. و «واو» براى استيناف است. و آوردن واژه «لأنّ» به منظور تعليلى است كه پيشاپيش براى مطلب بعدى، بيان شده است. گويى مصنف چنين گفته است: «و لمّا كان طبيعة الصورة الجسمية كذا...» و چنين به نظر مى رسد كه اين توجيه از توجيه نخست صحيح تر و به واقع نزديك تر باشد.
بنابراين، اگر ما «لأنّ» را علّت مقدّم بگيريم معناى عبارت اين است: «و به خاطر اينكه طبيعت صورت جسميه خود به خود ـ و از آن جهت كه صورت جسميه