شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨١ - چگونگى تكثّر اجسام عنصرى
يادكردى از تقسيم پيشين
مصنف، در اينجا همان تقسيمى را كه پيش از اين بيان داشته بود، دگرباره يادآور مى شود؛ و آن اينكه: گاهى وحدت به چيزى نسبت داده مى شود كه ذاتاً قابل تجزيه است. و مقوله اى كه ذاتاً قابل تجزيه است در ميان مقولات، كميّت است. (الكمّ، ماهيّة تقبل القسمة بالذات) البته، خود «واحد»، كه مبدء عدد است حسابى جداگانه دارد. زيرا، آن عين وحدت است و به هيچ وجه، قابليت انقسام ندارد. امّا چيزهايى كه متصف به كثرت و انقسام مى گردند اتصاف آنها به خاطر مقدار است. مقدار، طبيعتى است كه ذاتاً قابل كثرت و قابل انقسام است.
و گاهى، وحدت را به چيزى نسبت مى دهند كه معروضِ مقدار است. همانند «ماء». حقيقت «ماء» عبارت است از: «جسمٌ سيّال يرفع العطش». در اين مفهوم، پذيرش انقسام، وجود ندارد بلكه انقسام پذيرى «ماء» از آن رو است كه معروض «مقدار» واقع مى شود. يعنى چون، جوهرِ «ماء» معروضِ عَرَضى به نام «مقدار» واقع مى شود، كه آن ذاتاً انقسام مى پذيرد، خود نيز به تبع مقدار، منقسم مى گردد. اين، مبناى قوم است كه بر اساس اين مبنا، آنچه اصالتاً تقسيم مى شود كميّت است كه يك عَرَض محسوب مى شود، امّا، جوهر به تبع اين عرض، انقسام مى يابد.
چگونگى تكثّر اجسام عنصرى
اجسام عنصرى كه ماهيّت بسيطى دارند؛ تكثّر و انقسام در ماهيّت آنها نهفته نيست. پس، انقسام آنها به سبب چيزى غير از خود آنها است. يعنى به وسيله مقدار است كه تكثّر مى يابند. بنابراين، تكثّر اصالتاً از آنِ مقدار خواهد بود و اگر به جوهر «ماء» مثلا، نسبت داده مى شود به تبع عَرَض آن است. زيرا، على رغم اينكه «ماء واحد بالعدد»، «ماء» است؛ امّا، شأنيّت و توان آن را دارد كه تبديل به «مياه كثيرة بالعدد» گردد. آب واحد، بالقوّه مى تواند آبهاى زيادى باشد و تكثّر يابد. امّا، اين تكثّر اصالتاً از آنِ آب نيست؛ بلكه اصالتاً از آنِ مقدار است. آب از آن جهت كه آب است، مقتضى تكثّر نيست؛ بلكه از آن جهت كه داراى مقدار