شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٩ - واحدى كه مبدء عدد و عين وحدت است
ماهيّت عقل را قابل تحليل به جنس و فصل مى داند. و جوهر را براى عقول، جنس مى انگارد و هر كدام از عقول با فصل جداگانه اى از ساير عقولْ امتياز مى يابد.
مصنف، اين نوع تكثّر را كه تكثّرى ذهنى و ماهوى است انكار نمى كند. منظور ايشان از نفى تكثّر، تنها تكثّر خارجى است. يعنى عقول در خارج پذيراى كثرت نيستند؛ بر خلافِ انسان كه در خارج مركّب از نفس و بدن است. و همين طور ساير انواع قسمت پذير!
واحدى كه مبدء عدد و عين وحدت است
يك نوع واحد ديگر هست كه عين وحدت است نه آنكه چيزى باشد كه وحدت عارض آن شود. اين واحد همان است كه مبدأ اعداد به شمار مى رود.
آرى، خودِ صفت وحدت، نه طبيعتى كه متصف به وحدت مى شود، امرى است وَحْدانى و غير قابل تكثّر، و در واقع، ابسط وَحَدات است. زيرا، هر واحد ديگرى را در نظر بگيريم مى توانيم آن را به يك ذات و يك صفتْ تحليل كنيم، حتى مقدارى را كه مى گوييم واحد است ماهيّتِ آن، غير از وحدت است. زيرا، مقدار كمّ متصل است، و وحدت كمّ منفصل است. و نيز وقتى مى گوييم «وحدت اتصاليه، مقدار واحدى است» باز به طبيعتى اشاره مى كنيم كه وحدت، عارض آن گرديده است. پس، سزاوارترين اشياء به وحدت، خود همين مفهوم واحد است. و همين است كه هيچ تكثّرى در آن راه ندارد. و صفتِ ذاتِ خود است و ذات آن عين الوحدة مى باشد.
بنابراين، چنانكه ملاحظه مى شود در ميان اقسام وَحَدات، وحدت هايى وجود دارد كه نه تنها در خارج قابل تقسيم نيستند بلكه در ذهن هم قابل تحليل به جنس و فصل يا ساير كثرت هاى بالقوّه نيستند.
وَلْنَعُدُّ القِسْمَ الّذي يَتَكَثَّرُ اَيْضاً مِنْ حَيْثُ الطَّبيعَةِ الْواحِدَةِ بِالْوَحْدَةِ[١] وَ مِنْ حَيْثُ
[١] اگر به جاى كلمه «بالوحدة» كلمه «بالعدد» باشد بهتر است. زيرا، واحد بالوحدة، معنا ندارد. لذا، بايد همان «بالوحدة» را به معناى بالعدد در نظر بگيريم. ولى در همه نسخه هاى موجود «بالوحدة» است.