شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٧ - رأى صدرالمتألهين درباره مقادير
قسمت در سه جهت (= حجم)؛ قابل قسمت در دو جهت (= سطح)؛ قابل قسمت در يك جهت (= خط).
بنابراين، نمى توان قابليت انقسام در سه جهت را معرّف جسم طبيعى انگاشت. مگر آنكه از باب تعريف شىء به يكى از اعراضش باشد. برخلاف آنان كه مى گويند جسم تعليمى همان جسم طبيعى است، و جسم طبيعى را آن مى دانند و فرق ميان آن دو را انكار مى كنند.
مصنف، در برابر چنين نظريه اى، موضع مى گيرد. البته، اين نظريه از سابق در ميان برخى از حكماى يونان باستان نيز رواج داشته است و شيخ اشراق نيز آن را پذيرفته و با اصرار بر ردّ نظر مصنف تأكيد مىورزد.[١] در اين ميان، صدرالمتألهين به مناقشاتِ شيخ اشراق، پاسخ مى دهد، گرچه خود معترف است كه پاسخ گفتن به برخى از آنها به آسانى ممكن نيست.[٢] و پاسخ هاى خود را تكلّف آميز مى داند، با اين حال، با نظر شيخ اشراق موافقت نمى كند.[٣]
رأى صدرالمتألهين درباره مقادير
صدرالمتألهين بر آن است كه مقادير و كميّت ها نه از قبيل اعراض اند و نه از قبيل جواهر، بلكه از «عوارض تحليليه» به شمار مى آيند و نسبت به ماهيّت شىء، عَرَضى هستند يعنى جزء ماهيّت آن نيستند.
البته، باز گشت اين مطلب به همان نظرى است كه ما در بحثها بر آن تأكيد ورزيده ايم؛ و كميّت را از معقولات ثانيه فلسفى دانسته ايم. اينكه كميّت از معقولات ثانيه فلسفى و از عوارض تحليلى وجود باشد بدان معنا است كه از كيفيّت از عوارض تحليلى جوهر نيست
مراتب وجود جوهر و از شئون وجود جوهر قرار گيرد. از اين رو، هر يك از عوارض كه از عوارض تحليليه وجود باشد مى توان گفت از شئون وجود است. امّا، مثل كيفيّت كه از عوارض تحليلى نيست، نمى توان آن را از مراتب وجود جوهر به حساب آورد.
[١] ر.ك: المباحث المشرقيه، ج ١، ص ٢٥١. و المطارحات: ص ٢٤٧. [٢] ر.ك: تعليقه صدرالمتألهين بر شفاء، ص ١٠٢. [٣] ر.ك: تعليقه صدرالمتألهين بر شفاء، ص ١٠٤.