شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠١ - بررسى تقدم ذاتى و زمانى علّت
فرض محال، اگر چنين مى شد كه مادّه علّت براى ايجاد صورت باشد، بايد با وجود اين علّت، همواره معلول آن نيز در كنارش موجود باشد! و نيز بايد همه صورتها براى مادّه موجود مى بود، بدون آنكه براى ايجاد يك صورت احتياج به پيدايش استعداد خاصى باشد و حال آنكه بالضرورة مى بينيم كه چنين نيست.
دليل دوم براى عدم صلاحيت مادّه براى وساطت در صدور صورت از علّت
٢ـ اساساً فاعليّت و سببيّت در جايى تحقق مى يابد كه امر بالفعلى وجود داشته باشد. چنانچه چيزى بالفعل وجود نداشته باشد نمى تواند فاعل و مؤثر باشد. اول بايد ذاتش فعليّت پيدا كند آنگاه سبب چيز ديگرى گردد.
اينكه در عبارت گفته شده است: «ثمّ صار...» واژه «ثمّ» براى تأخر آورده مى شود. امّا، منظور تنها تأخر زمانى نيست. تأخر رتبى را هم شامل مى شود يعنى ممكن است زماناً با هم باشند امّا يكى وجودش به لحاظ رتبه بر ديگرى مقدم باشد.
بررسى تقدم ذاتى و زمانى علّت
ممكن است در مواردى نخستْ يك ذات تحقق يابد. سپس با اضافه شدن امر ديگرى يا با تحقّق شرط خاصى در زمان دوّم، علّت پيدايش پديده جديدى گردد. در اين گونه موارد، دليل اينكه معلول جديد از علّت خود تأخر زمانى دارد آن است كه يا علّتش تامّ نبوده و فاقد شرطى از شروط فاعليّت خود بوده، و يا قابليت قابل تمام نبوده تا بتواند از علّت خويش كمال وجودى را دريافت نمايد.
امّا اگر فاعليت فاعل و قابليّت قابلْ تامّ بود علّت و معلولْ معيّت زمانى خواهند داشت و در عين حال، علّتْ داراى تقدّم ذاتى خواهد بود اينك اين سؤال مطرح مى شود كه آيا مادّه بر صورت تقدم بالذات دارد يا صورت بر مادّه تقدّم بالذات دارد؟ اين سؤال حتى در آنجا كه مادّه و صورت با هم هستند و از يكديگر انفكاك پيدا نمى كنند نيز مطرح مى شود. زيرا، در هر حال، آنچه سببيت دارد تقدّم ذاتى خواهد داشت.