شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٠ - دورى بودن تعاريف وحدت و كثرت
به هر حال، يا به عنوان مقابل، و يا به عنوان سلب، يكى را لحاظ مى كنيم تا بر آن معناى عقلى بديهى و مشخص، تنبيه كنيم و ذهن را متوجه آن مفهوم خاص كنيم.
دورى بودن تعاريف وحدت و كثرت
آنچه اينك براى ما دشوار مى نمايد تحقيق درباره ماهيّت «واحد» است. ماهيّت و حقيقتِ «واحد» چيست؟
سختى و دشوارىِ مطلب از آن رو است كه بگوييم: «الواحد هو الّذى لا يتكثّر ضرورة» يعنى همان تعريف مشهور را درباره واحد بيان كنيم. در اين صورت، در تعريفِ «واحد» كثرت را اخذ كرده ايم. زيرا، در واژه «لايتكثّر» مفهوم كثرت اخذ شده است. همچنين وقتى مى خواهيم كثرت را تعريف كنيم در مى يابيم كه از به كار بردن مفهوم «واحد» در تعريف آن ناگزيريم. زيرا، كثرت، مجموع واحدها است. كثرت از چند واحد تشكيل مى يابد. هم وجود كثرت از واحدها پديد مى آيد و هم ماهيّت كثرت، چيزى غير از اين نيست.
بنابراين، هر تعريفى كه بخواهيم براى كثرت ذكر كنيم ناچاريم كه واحد را در آن به كار گيريم. از همين رو است كه در تعريف كثرت مى گوييم: «المجتمع من وحدات». كثرت عبارت است از چيزى كه از واحدها جمع مى شود. چنانكه ملاحظه مى شود در تعريف كثرت، وحدت را اخذ كرده ايم.
البته، اشكال اين گونه از تعاريف به همين اندازه پايان نمى پذيرد. علاوه بر اينكه اخذ مفهوم وحدت در تعريف كثرت، مستلزم يك «دور مضمر» است؛ اخذ مفهومِ اجتماع نيز در تعريف كثرت، اشكال ديگرى را به وجود مى آورد. زيرا، مفهوم اجتماع هم از مفهوم كثرت، جدا نيست. در واقع، مفهوم اجتماع هم همان مفهوم كثرت است. چيز ديگرى نيست. حتى اگر بگوييم كثرت چيزى است كه از «وَحَدات» پديد مى آيد و به جاى «المجتمع من الوحدات» فقط از واژه «وَحَدات» استفاده كنيم، باز هم مفهوم اجتماع را در آن اخذ كرده ايم. زيرا، درست است كه لفظ اجتماع را نياورده ايم؛ امّا، از واژه اى استفاده كرده ايم كه