شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٥ - انگاره جوهريت كمّ
أَيْضاً وَحْدَةٌ صارَ لَها وَضْعٌ. فَالْوَحْدَةُ عِلَّةُ كُلِّ شىء. وَ اَوَّلُ ما يَكُونُ وَ يَحْدُثُ عَنِ الْوَحْدَةِ الْعَدَدَ. فَالْعَدَدُ عِلَّةٌ مُتَوَسِّطَةٌ بَيْنَ الْوَحْدَةِ وَ بَيْنَ كُلِّ شَىء، فَالنُّقْطَةُ وَحْدَةٌ وَضْعِيَّةٌ، وَالْخَطُّ إثْنَوِيَّةٌ وَضْعِيَّةٌ، وَالسَّطْحُ ثُلاثِيَّةٌ وَضْعِيَّةٌ، وَالْجِسْمُ رُباعِيَّةٌ وَضْعِيَّةٌ؛ ثُمَّ تَدَرَّجُوْا اِلى اَنْ جَعَلُوا كُلَّ شَىء حادِثاً عَنِ الْعَدَدِ.
نظريه اصحاب عدد
اصحاب عدد قائل اند كه كمّ منفصل جوهر است. اينان، اعداد را مبادى جواهر مى انگارند. و چنين مى گويند كه اساساً جوهر از عدد پديد مى آيد. فيثاغورسيان كه معتقد به اصالت عدد مى باشند اين نظريه را پذيرفته و مطرح كردهاند. آنها مى گويند مبدء همه چيز عدد است، و مبدء عدد هم واحد است. پس، واحد اصل اصول و مبدء المبادى است.
در اين ميان، برخى همچون شيخ اشراق و صدرالمتألهين[١] كه به اصحاب فيثاغورث و نظريه آنها خوشبين بودند درصدد توجيه سخن آنها بر آمدند و گفتند كه منظور آنها از عدد، اين عددهاى ظاهرى نيست، بلكه منظور آنها از آن وحدتى كه مبدء المبادى است، همان ذات حق متعال است. و اعداد را به عنوان رموزى در نظر گرفته و بيان داشتهاند. چه اينكه، اينگونه از سخنان در جامعه آن روز قابل قبول نبوده، از اين رو، آنها را به صورت رموزى در مى آوردند و بيان مى كردند.
ولى ظاهراً اين گونه توجيهات با سخنانى كه آنها گفتهاند چندان سازگارى ندارد و در واقع بيش از حدّ خوش بينانه است.
به هر حال، فيثاغورسيان واصحاب عدد گفتهاند كه مبدء جوهر، عدد است. لكن خود عدد، مركب از واحدها است. بنابراين، عدد مبدء جوهر است و واحد مبدء المبدء است.
[١] ر.ك: تعليقه صدرالمتألهين بر شفاء ص ٨٤ ـ ٨٥.